نظرات شما
 

در متن ِ عکس

 

 

 

 

     

                     Photo : Parham Shahrjerdi             

 


به جهت ِ کجا می رفت، وقتی نمی رفت؟ وقتی جهت همه جا می رفت، او کجا می ماند؟ وقتی کجای جهت را می جهید، جهت نمی جهید. از کجامی آمد، کجا؟ به کجا می رفت، کجا؟ کجا می رفت وقتی که نمی رفت؟ شروع اش را جای آخرش می گذاشت، کجا، کجا را جای شروع می گذاشت، کجا، از این جاکه جا می گرفت، این جا از جا می افتاد، این جا را که آن جا می برد، آن جا هم از این جا، جا به جا می شد. کجا. شروع ِ جهت را گرفته بود، شروع را طی می کرد و طی نمی شد، در طی ِ کجا بود که این جا و آن جا، این جا ها را شروع ِ آن جاها می کرد، کجا، در جایی، کجایی بود، که همه جا از جا می افتاد،. وقتی که می افتاد همه جا از هر کجا، جایی بود که جهان را تمام می کرد. جهان ِ رفتن در بی نهایتی تمام می شد. نمی دانستم سویش را می گیرد، کجا، یا از سویش می آید، کجا؟ پهنه‌ی کجا بود که پهن می شد در جا، که پهن می کرد جا را هر جا، کجای پهنا، پهن می شد در جا؟ جایی بود که پهنا را می بلعید، کجا، که نمی دانستم، سویش را بگیرد، این جهت، یا نگیرد سویش را آن جهت. ایستاده بر پهنا، می رفت، کجا، جایی که شروع را تمام می کرد و تمام را، تماما" شروع. کجا، آخر کجا؟