همه ي عشق ها تويي
كه از جنس ناقصي
( پخش مستقيم ازچهل
كانال تلويزيوني )
1
دانه هايي از ببارد كپسول از
آسمان مريض بخورد بشود خوب
همبرگرها بشوند دوباره گاو
از صفحه خودم ورق بخورم
به صفحه اي كه تويي
پرنده ي بهشت بخواند تكه
هاي آوازش مربع رنگ
آمار بگيريم خوب
عددها ،
همه خوب
مــــــيمي از تو گهواره مريض
دراز بكشيم سوار مـــــــيم
ده در صد
FREE
زندگي خوب
□
در شلوغ ترين مسير
آمار
گاوهايي كه خورده ايم خوب
2
از دست كيست كه گاهي بزرگي
و گاهي كوچكي ؟
مانكن كچل بشكند ويترين
برقصد آغاز
ثابت نشده نباشم مايكل جردن
بدزدم توپ تورا
ملق
بزنم توي خودم در هوا
توي سبدت
كنم توپم را
ثابت نشده چهار صد نفر نرقصند
ندرخشد آبي نام تو بر تابلوي بزرگ
ثابت نشده دوست بدارم
آنچه بيرون بياوري از آدم ها
□
تمام شب بي پا بشلد سنگين
ترين لباس خاطره را خيس بي مو
خيس عرق بشلد
بشكند تلويزيون سياه …
□
از كيست كه برف هاي گل
هاي هندسي همان گل هاي برف هاي هندسي اند
3
توي فضايي بشينم از يونس و
نهنگ مجسمه ي سياه
تلويزيون را علف بپوشد
از غم
آبش بيايد اگر نيايي
از خاطراتم بشكه كابوس
تا مرا پر كنند
پر شوم و عوض شوم تو
گلدان هاي بشود سر
مجسمه ي قهوه اي م
جاي قدم هايت سبز
□
روي سر سرخپوستي بخوانند ستاره
ها
دور بزنند عقاب و گرگ
بگيرند آرام
آرام
4
شما دو تا از ساكتيد و
با دينگ ـ دينگ گيج مي رود سرم
مي پرد تصوير حاشيه دار
مي شود صدا پيچيده
از حفره بريده بر تابلوي
نقاشي ( جاي خالي يك سر بالاي يك بدن)
شگفتم كه بلند بخواند
بلند
صداي پيچ و گيجيده
تمام سرهاي روي نقاشي ها تويي
در فضايي كه بي سمت آشنايي
تكه هايي از آبنبات من در تكه
هايي از آبنبات من
( رنگ پيچم با خودم )
تمام عشق ها تويي كه از جنس نا
قصی
□
چهار تكه سفيدم بعد
دور سياه بزرگم مي چرخم مي خوانم
تمام دزد ها تويي كه خاطرات و
جواهر و تخم مرغ هايي از پر از سر مي دزدی
شهريور و مهر ۸۱