این صفحه را با ایمیل ارسال کنید         چاپ
 

اول دفتر

پرهام شهرجردی

 

برای ما هنر چیز  ِ گذشته است.

هگل

 

 

 شعر بطری ئی است که به آب می افتد، به امیدی رها می شود - اغلب امیدی شکستنی -، بطری شاید روزی، جایی، در ساحلی از آب گرفته شود، در ساحل ِ قلبی، شاید. بدین معنا، شعرها در راهند : به سمت چیزی می روند. به سمت چه ؟ به سوی مکانی باز، که اشغال اش   کنند، به سمت یک توی بی کلام، به سمت حقیقتی تا بدان چنگ زنند.

 

 

پل سِلان

 

 

*

 

شعر را تعریف نمی کنیم، شعر برای هنر شدن باید چیز ِ گذشته شود، باید گذشته شود، چیزی باید بگذرد، چیزی از جنس زمان، تا امروز، روزی دیروز شود، و چیزی که امروز نمی دانیم چیست فردا چیزی از جنس  ِ هنر شود. شعر شود

 

*

 

هنر دیگر در کار ِ برآوردن ِ نیازهای مطلق نیست، چون مطلقا" مطلقی در کار نیست. هنر تنها وقتی مطلق می شود که گذشته باشد، در گذشته باشد، ماضی که می شود جایی در موزه

می گیرد.

 

 

*

 

 

مجله ی شعر در جستجوی ی هنر  ِ نویسش، از هیچ جستاری دریغ نمی کند،  چون نویسشی که ما می شناسیم، از حد  ِ مطلق ها آن سو تر می رود.

 

 

 

پس شعر به کجا می رود ؟ شعر به جایی نمی رود، شعر تنها به راه  ِ خودش می رود.

 

 

 

با وامی از هگل و سهمی از بلانشو شعر را تعریف نکردیم، سمت و سویش را نیز. پس رهایش می کنیم در جریان ِ زمان

 

 

 

با شما، از حالا تا بعد