www.poetrymag.info
بیانیه زیبا
کرباسی
شعر با
صدای شاعر
ما
جا به جا نمی شویم
چیزی عوض نمی شود
با حرف های اینهمه عوضی که پرتاب می کنید
در آسمان آبی ام
حرفی سیاه نمی شود
سرفه میان ِ خوابتان گلاب
جا عوض نمی کند ما
حتی اگر گوش خوابانده باشید در تختِ خواب
و خواب هام
همیشه خوابهای دیگری فراهم دارم
جانی که جان می کَند از من شعر بر
زمینی که روی پستانم می برم
در لِزگی و لی لی
پر ِ نرمم که پُر کند چاله ی کمر ِ
خودکار چاروار!
و بچرخد پُر پُر نرم
می داند چگونه کی کجا
پنچر می شود این اتوبوس ِ لکنته با
پنجره های ولنگ و واز
پنچر می شود وسطِ راه
زیر می گیرد راننده ی زوار در رفته ی خود
را
لنگ های شاعران دست ساز جر می خورد
میان ِ دری که پشت سرم می کوبم
خوبِ خوب به خود نجنبیده بود هنوز این حا
لت که حال ِ شعرم بود
حالا دست های خالی ام خالی ِ کمرم
را پُر می کند
و اگر نجنبی خش خش ِپرخاش خار خار
می آید
میان حنجره ات را می خراشم با خار
که با هفت جدّ ت فراموش کرده باشی قار
قار!
دوباره گفتم که در درزهای شما درز کرده
باشد عرض!
غَرض! نه فروغم نه دروغ!
زیبام! تنها زیبا!
|