اندوه نيمايی

م.آزاد

 

 

 


شب تاريك پشت بامهای سرخ تنها بود نيلوفر
شب تاريك پشت كوه نيل اندام
دشت ماهتابی بود
شب تاريك از كوچه پنهان خفت
درخت سبز ليمو ميوه‌هايی داشت
می‌پنداشت
بهار ديگری بيدار خواهم شد
شب تاريك
نيلوفر تماشاگر
شب تاريك را بيدار تا خورشيد
ميان بيشه ها تا بيد
دريا را نگاهی كرد
ميان آبها مرغابی مرداب
به تنهايی دعايی خواند
و نيلوفر
ميان خواب و بيداری
ملالي داشت
مي پنداشت
زمستان شاخه را بيمار خواهد كرد
 

 

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.