اشعاری از پُل سلان
ترجمه حسین منصوری
با برف ... با برف پذیرایم شو با خاطری آسوده: هر بار که شانه به شانه ی درخت ِ توت تابستان را زیر ِ پا گذاشتم جوانترین برگش به فریاد آمد.
با برف ...
با برف پذیرایم شو
با خاطری آسوده:
هر بار که شانه به شانه ی درخت ِ توت
تابستان را زیر ِ پا گذاشتم
جوانترین برگش
به فریاد آمد.
صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانشِنويسش | بالكن | دست آوران | تماس با ما كليه حقوق اين سايت متعلق به مجلهی شعر است.