انگور آبی

تس گالاگر

پچواک: محسن فتحی‌زاده‌

 

 

 

 

 

كنار پنجره

انگورهای آبی را می‌خورم و

بیرون، به دره‌ی برف‌پوش نگاه می‌كنم.

لحظه‌ای جهانِ ژرف

به عقب خیره می‌نگرد.

آن‌گاه كلاغی سبز برف‌های شاخه‌ای را می‌تكاند.

 نه جهانی، نه دیداری.

تنها جنبش، شیرینی

روی زبان.

 

 

  

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.