دست از شعر گفتن می‌كشم

تس گالاگر

پچواک: محسن فتحی‌زاده‌

 

 

 

تا لباس‌ها را تا كنم.

من هنوز یك زنم، بی خیالِ این‌‌كه كی زنده است، كی مرده

همیشه كارهای زیادی برای انجام دادن دارم

دو آستینِ پیراهنش را كنارِ هم می‌گذارم

هیچ چیز نمی‌تواند جلوی مهرِ ما را بگیرد

سراغِ شعر بر‌می‌گردم

به زن‌بودن بر‌می‌گردم

اما برای حالا

پیراهنی‌ست، پیراهنی بزرگ در دستانِ من و

جایی، دختر بچه‌ای كنارِ مادرش ایستاده

تماشا می‌كند كه چه‌گونه تا می‌زنم.

  

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.