ادبیات مسلح

امین قضایی

 

 

توده‌ها  سیاست را آلوده می‌دانند اما نتیجه کارشان آنست که در لجنزار انفعال سیاسی خود غرق شوند. خانواده‌ها روابط جنسی آزاد را فساد می‌خوانند اما  واقعیت آن است که خانواده خود یک رابطه سکسی گندیده است. هنر بورژوازی مداوما از ایدئولوژی فاصله می گیرد اما خود تنها به  لطف  فرهنگ مسلط  سرمایه داری  بازتولید می شود. جنگ سرد پایان نیافته است. جنگ سرد سرمایه داری در درجه صفر مطلق سرد سازی و عقیم سازی   کار و لذت  و  نوشتار  ادامه می‌یابد. دشمن فرهنگ و هنر بورژوازی  دیگر   هشت پای شوروی که مدعی تسلط بر جهان باشد نیست. یکی از این   هنرمندان  و مولفین  دارای  درجه قدرت نعوظ بالا که مداوما در روزنامه  های جمهوری اسلامی پرت و پلا می نویسد را در نظر بگیرید .  گویی همه چیز روبراه است و فقط مانده است که نصایح ایشان را به کار بگیریم . هر کدام از این موجودات یک ماشین سردسازی فرهنگی است که تمامی گرمای سرمایه‌ها , انرژی ها  نگاه ها و مخاطبین را گرفته و در دستگاه بلاهت خود سرد  وعقیم می سازند.  آنها یک لرزش خفیف اند که مداوما در سر جای خود در یک فرکانس بسیار بالا می‌لرزند. آنها از سیاست  , از توده ها ,  و از هیچکدام از واقعیات امراجتماعی سخن نمی گویند ، فقط سر جای خود نشسته اند و به عنوان یک کهنه کار صنف هنرمندان غر می زنند.  دامنه سخن  و دلالت های ایشان از نوک دماغشان  و منافع فردی پست شان فراتر نمی رود. آنها سر جای خود می لرزند. جیک جیکی در یک سکوت قبرستانی .

امروز ما باید به یک مبارزه بسیار جدی دست بزنیم . مبارزه ای میان ماشین های حرافی , ماشین های سردسازی فرهنگ رسانه ای مسلط از یک سوی و  ماشین های نوشتار و  ادبیات مسلح  هایپرتکست که تنها با ریزوم های سایبرنتیکی  خود را نیرومند می‌سازد. شاید امروز بورژوازی دیگر در مقابل هشت پای شوروی  صف آرایی نکرده باشد اما امروز جنگ سرد دیگری در میان است جنگی که بورژوازی و فرهنگ رسانه ای مسلط ان باید  با  یک هیولای هزارپای ریزومی آغاز کند. عمیقا جمهوری اسلامی ناخواسته  پیش از هر حکومت دیگری وارد چنین جنگی شده است و شاید او نخستین قربانی این هیولا باشد. این جنگ در سطوح مختلف ادامه می یابد :   در عرصه فن جنگ میان فیلترها و فیلترشکن‌ها . در عرصه  سیاست  جنگ میان هزاران سایت و وبلاگ سیاسی و خبری اپوزوسیون و بایکوت‌های خبری جمهوری اسلامی . در عرصه  فرهنگ  جنگ میان سایت‌ها و مجله‌های الکترونیکی که از طریق لینک‌ها  با یکدیگر قدرت می‌گیرند و مجلات و روزنامه‌های مجوز دار جمهوری اسلامی و البته در عرصه سکس جنگ میان سایت های پورنو و فیلترینگ جمهوری اسلامی.  این جنگ برای ما عادی شده است اما بسیار نوپا و غریب است. برای  برد در چنین جنگی یک مانیفست سیاسی و یک ادبیات مسلح لازم است. ادبیاتی که دیگر خود را در شرایط عادی روزمره نمی‌یابد. ادبیات مسلح سایبراسپیس دیگر عرصه رقابت میان هنرمندان و نویسندگان برای چاپ آثار خود در صفحات معدود چند مجله و روزنامه نیست. هر وب لاگ  و سایت جدید امکانی است برای افزایش مخاطبین و قدرت گیری کل شبکه نویسندگان چرا که  به همه سایت های یک لینک و یک در ورودی اضافه خواهد شد. هر سایت دیگر سایت ها را بازتاب خواهد داد و بدین طریق هر مجله مانند یک ژن رونوشتی از کل بدن هیولا خواهد بود.  منطق هیولایی  ادبیات مسطح با گسترش ریزومی خود  جایگزین هشت پای شوروی می شود. گفته می‌شود شوروی جنگ رسانه‌ای را به غرب باخت. اما هیولای سایبرنتیک هیچ مرزی را نمی‌شناسد بنابراین او هیچ شکستی نخواهد داشت . تمامی مرزهای مخاطب و نویسنده در هم شکسته می شود. سایت های الکترونیکی با قرار دادن صفحاتی مختص  پیام مخاطبین مرز  وفاصله اسطوره ای مولف و مخاطب را در هم می شکنند. تنها انچه شکست ما را رقم می زند ان است که این جنگ را به رسمیت نشناسیم . سکس آزاد براستی می تواند خانواده ها را نابود کند , سیاست رهایی بخش براستی می تواند اکثریت خاموش را به حرکت در آورد, هنر انقلابی براستی می تواند فرهنگ مسلط و  خدایان نهفته در زبان مسلط را رسوا کند فقط و فقط اگر چنین نوشتاری خود را به سلاح  خود مبدل کند. شیپورهای جنگ باید به صدا در آیند فن اوری این بار در اختیار ماست. منطق الگوریتمی منطق های الگویی را شکست خواهند داد. قدرت  مرکز گریز شبکه ای , قدرت مرگز گرای رسانه ای را در هم خواهد شکست . ماشین های سرد سازی جذب انرژی  که از مخاطبین خود موجودات منفعل ؛ یخ زده و عقیمی می سازند در زیر  ماشین های تکثیر نوشتار  خرد خواهد شد. ادبیات مسلح , ادبیات در پهنه کد است . ادبیاتی که مخاطب و مولف آن دیگر ارواح سرگردانی بر فراز آن نخواهند بود بلکه سایبرگ هایی با تمامی تکثر و تنوع هویتی اند.

ریزوم ها  می توانند جایگزین ساختارهای سلسله مراتبی پیشین شوند ، سایبرسکس  قادر است  بنیادگرایی کاذب هستی شناسی دگرجنسگرایی را در هم بشکند. بیست سال پیش سریال ها و کارتون های ژاپنی بر اساس الگوی ایدئولوژیک نه شرقی نه غربی با یک سناریوی وطنی به توده ها تزریق می شد امروزه  تمامی صحنه های هنری و فرهنگی  جهان با الگوریتم های ساده جستجوی اینترنتی و ماهواره ای پیش روی توده هاست. این الگوریتم ها به ما یاری خواهند رساند تا در مقابل  فرهنگ مسلط سنگر بندی کنیم . بر طبق فرمول مارکسیستی  فرهنگ جامعه فرهنگ طبقه برتر آن است پس ما باید راه گسست از این دور باطل را ادبیات مسلح بدانیم . ادبیاتی که هرگز مرزی با نام ادبیات را نمی شناسد بلکه در پهنه نوشتار جهانشمول می گردد. ادبیاتی که قلمروهای سنتی سیاست، جنسیت  خانواده  و فرهنگ را به رسمیت نشناخته و تمامی زمینه های انسانی را با چند لینک ساده در یک سایت الکترونیکی به هم مرتبط می کند. بدین طریق نفوذ سیاست در ادبیات و برعکس دیگر به معنی آلودگی نخواهد بود.  آلودگی همواره  نام دلخواه حاکمین بوده است چرا که نام جنایتکار را  به نام  پاک کننده جامعه از آلودگی ها تغییر می دهد. ما سالها شاهد پاک شدن جامعه از هرزگان , منافقین و جاسوسان بوده ایم. فرهنگ مسلط که با سیاست بهداشتی خود غیر قابل نفوذ می ماند توسط هیولای سایبراسپیس آلوده خواهد شد.  ما موافق آلودگی خانواده فرهنگ و هنر هستیم . ادبیات مسلح به همه چیز مسلح است  . ادبیات دیگر فعالیتی محدود در زمینه‌ای محدود نیست بلکه در عرصه نوشتار  ماتریالیزه شده است.

                         

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.