طاهر
بودن هم عیب نیست
زهره بودن هم
به
خاطر عشق مردن هم حتا
عیب نیست
تمام
مسأله در طاهر و زهره
بودن است
یعنی
در دل است
مثلن
وقتی در یک سنگر می
جنگی
مثلن
وقتی برای کشف قطب
شمال می روی
مثلن
وقتی سرم را در رگ
هایت می آزمایی
مردن
عیب می شود؟
طاهر
بودن هم عیب نیست
زهره بودن هم
به
خاطر عشق مردن هم حتا
عیب نیست
دنیا
را با تمام چیزهایش
دوست داری
اما
او متوجه این نبوده
نمی
خواهی از دنیا جدا
شوی
اما
او از تو جدا خواهد
شد
یعنی
صرف این که تو سیب را
دوست داری
سیب
هم حتمن باید دوستت
داشته باشد؟
یعنی
اگر زهره طاهر را
دیگر دوست نمیداشت
یا
اصلن دوست نمی داشت
از
طاهر بودن طاهر چیزی
کم می شد؟
طاهر
بودن هم عیب نیست
زهره بودن هم
به
خاطر عشق مردن هم حتا
عیب نیست