این صفحه را با ایمیل ارسال کنید         چاپ  
 

   www.poetrymag.info

در تهران بادی هست که جانب ندارد

 رزا جمالی

 

 

توده ی ابر ، ازجانبِ البرز

خبر از بادهای موسمی می دهند

چیزی ناگهانی رخ داده و دلیل ِ آن هم معلوم نیست

این باران از سردی هوا نیست

از متراکم شدن توده ای ابر

و نشانه رفتن ِ آن به سمت تو.

 

یعنی با انگشت می نویسی با ذغالی که نداری روی این همه دیوار

و انگشت نما ست نخ این همه

که از ابرهای باران زاست

شاید به تیک تاکِ ساعتی که ریزش نکرده بود اطمینان داده بودی

ساعت کم آمد

لحظه ها ممنوع شد

 

چشم سومی هست لاینقطع

چشم سومی که قطع کرده این همه را

چشم سومی که چشم ندارد

و نامرئی ست

 

پس چتر بگیر، فکر کن باران نامرئی ست.