سایه
رزا جمالی
صرفا" از تو
انتهای تو
بند میشوم
به بیشتر از تویی
بر مماس تو نصف
میشوم
به کمتر از تویی.
ولم کرد در اول سطر
شبیه نقطه
پرسیدم: وقتی سقوط
میکنی از هیچ
اضافه میکند به
پنجرهای برشته
زیادی رگهایت
انگشتان امتدادم
لکهای قرمز از من
پرسید:
مدام ارجاع میشوم
ارجاع میشوم
به سطر اول
بعد از است
جا میافتم
توسط ویرگول
[جا
میاندازی مرا
و جا میافتم
حیف!
]
ای مکررِ مرکبِ ممتد!
بر تنم وول وول مور
مور تو اتفاق میافتد
تکهای از نان ِ تو
برش ِ آخر ِ من
وقتی میافتی از شکلت
عقب میافتی از
عقربههایت
ناخن میزنم به رنگت
به خاطر یکبار!
دو قسمت از موهایم به
تو میچسبد
یا لیز میخورم
در قسمتهای آخرم
فوت شد
شبیه هوا
در لبههام پوسید
یا پرید
یکی رنده میشود از
دیوارهای افتاده
شماره میکند اعداد
فراری
گیر میکند به بوی تو
مک میزند به شیرت
ترک برمیدارد
میافتد از شیارت
میخندد!
حیف !
من جا انداختم
خلاصهی خودم را
به تکرار تو گره
برمیداشت سایهای که
از من میگریخت درست
شبیه آنسوی ِ
تو که دوست داشت.