ترجمهی شعر «تنوين»
علی عبدالرضایی
علی مسعودینیا
آنچه در پی میآيد ،
تلاشیست برای ترجمه
و برگردانِِ شعری كه
شايد در زبانِ مبدا
خودش هم، خوانش آن
چندان ساده نيست.
راستش خواستم در اين
چالش خودم را آزمايش
كنم و ببينم اصلن مي
شود يا نه. حاصلش اين
شده كه میبينيد.
پيشاپيش پوزش
میخواهم از شاعرش
اگر نپسنديد، اما به
گمانم از اين دست
تلاشها بايد بيشتر
صورت بگيرد تا شعر پر
مايه و ناب امروز
ايران بيشتر در جهان
شناخته شود .
نام شعر را به
قرينهی معنوی و
مصدری"تنوين" كه
همانا "نون سازی" است
انتخاب كردهام. شايد
كسی اسم بهتری به
نظرش برسد كه خوشحال
میشوم بدانم.
در ترجمهی اوليهی
كار، همسرم كعبه
نبیزاده ياريم داد و
ويرايش دستوری نهايی
آن را هم با دوست
گرامی خانم گاليا
غبرايی انجام داديم،
كه از هر دوشان بسيار
سپاسگزارم.
Making“Ly”….By Ali
Abdolrezaei
Translated by :Ali
Masoodi Nia
There’s nothing of
any Accident that
happens is not
accidentally
Even in the world
that I didn’t want
it surely
Was accidental
I
should take for
formerly
I
don’t have any time
for subsequently
There’s no benefit
in so many times
that …ing merely
For a lifetime I was
lady’s affairs for
actually
For example in the
name of ever haven’t
registered to make a
household position
less
Anyone who passed by
my directions
Directed that way
that doesn’t have
fairly so
never mind
Was twisting in my
lines
Doesn’t have kindly
so never
mind
Was taking nothing
Off course I’m not
too much I wrote too
much
Subsequently someone
will come & erase
all the things that
I didn’t write
In the directions of
my biography
In my view I’m
viewed so much
I
view the woman from
another view in vain
There’s no doubt
that I wasn’t that
much ,they were
Same as committing
suicide
Or same as
committing suicide
In same as have been
ruled somewhere I
pandered/ ruled
somewhere
I
have lain somewhere
That’s convening
violating doubts
In the words that I
have heard from the
certain
When I don’t have
the certainly
Too keep a kindness
for subsequently
I
don’t have a hand in
the style of kindly
To put on the hair
of comparatively
I
did have too much
such as the wife,
formerly
I
didn’t too much of
it heartily
Don’t have with
kidding
Don’t kidding
against the anymore
Same as with
anything that is, I
had an especial
feeling
I’ve an especial
being with anything
that was
I
don’t make forgiving
on & off
My now doesn’t let
that drunkenness has
passed from fearing
Results from an I
don’t fear who had a
fearless head
To not fear that was
resulted to this
fear
Fearing of real when
passes doesn’t
heed
Doesn’t leave from
really but not
There’s an accident
that’s happening in
the accidentally
هیچ چیزِ اتفاقی
که میافتد
اتفاقن نیست
حتا به دنیا که
حتمن نمیخواستم
اتفاقی بود
باید برای قبلن
بردارم
وقتی برای بعدن
ندارم
صرفی ندارد وقتهای
زیادی که صرفن
می...
عمری امورِ خانم
برای فعلن بودم
مثلن به اسمِ
عمرن سند نخوردم
که خانمان بی
سِمَت کنم
هرکه با سمتهای
من برطرف شد
طوری طرف شد که
انصافن ندارد که
هیچ
درسطرهایم پیچ
میخورد
لطفن ندارد که
هیچ هیچ
میبرد
البته عمرن زیاد
نیستم زیادی
نوشتم
بعدن یکی میآید
و پاک میکند چیزهایی
که ننوشتم
درسمتهای سرگذشتم
من از لحاظِ خودم
خیلی لحاظ شدم
بیهوده ازلحاظِ
دیگر زن را لحاظ
میکنم
بی شک زیاد
نبودم زیادی
بودند
مثلِ خودکشی کردن
یا مثلِ خودکشی
کردن
درمثلِ خط کشی
کرده باشند جایی
جا کشیدهام
جایی درازکشیدهام
که شکهای مختلف
تشکیل میدهد
درحرفهایی که از
مطمئن شنیدهام
وقتی مطمئنن
ندارم
که لطفی برای
بعدن نگه دارم
دستی به سبکِ
لطفن ندارم
که برموهای نسبتن
بگذارم
از قبیلِ زن قبلن
زیاد داشتم
قلبن
زیاد نداشتم
دیگر با شوخی
ندارم
شوخی با دیگر
ندارم
مثلِ با هرچه هست
حسِّ خاصی داشتم
با هرچه بود هستِ
خاصی دارم
حالی به حالی
نمیکنم بخشیدن
نمیگذارد حالم
که مستی گذشته
باشد از ترسیدن
از نمیترسمی که
سرهای نترس داشت
منجر شد
نترسیدنی که منجر
به این ترس شد
ترسی که از واقعی
وقتی میگذرد
وقعی نمیگذارد
نمیگذارد از
واقعن جز نیست
حادثهای که در
حالِ اتفاقن است