رفته بودی باد بخری

 رباب محب

 

 

 

 

بیا – سکوت  که پشت باغ می‌افتد ، بیا

من می‌روم برای شاخه‌ها کمی باد بخرم

هی نگو لبخندی که از لبم محو می‌شوی

   – خنده‌های توام توی ِ چشمهات نشسته ، پشت سکوت ِ کفش‌هات ،

در لاک خود ،

خاک می‌خورم  پشت ِ سکوت خنده‌هات

 

رفته بودی باد بخری؟

...

 

نه ...

نیا – پشت سکوت باغ نیا ، بیا –

 وقتی ،   پشت باغ می‌افتد -  سکوت  باغ-  بیا  

 

من می‌روم برای شاخه‌های لال -

بادی بخرم ،   تو  در هوای باغ  نشت کن ،

 بیا

 

  

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.