(از )(تو) (ها)

     تکه  ششم   

   مازیار نیستانی 

 

 

  

بریده ام – واز این

(و)سر برده حوصله ام را آن(دیگر چه می خواهم)

(دیگر چه می خواهم بعد مستی ابرها)

در ابعادی از اتاق؛ گوشه ای روی تخت باران گرفته رو به (خدا)ی جمله و

فصل رو بریده ی زرد تا کی ؟

 

(تا کی )؟            (تا کی )تا کی (؟) وقت چه می دانم از توبگیرم وچه می خواهم؟

گیرم کوچه ی بن بستی در من به نام من(رو به تو باز)

گیرم چشم سفید کرده ای رو به تو باز

 

چهره ی آبی ات را درآینه بپاش و (آبی بنوش

تو در سینه(تنگ ماهیان سر خوشی)داری

(در سینه (تنگ ماهیان سر خوشی)دارد تو

 

در ابعادی از اتاق ؛ گوشه ای رو ی تخت (  )رو به خدای جمله و (فصل بریده)

 

بریده ام !

هلم بده

دویده ام!

 

وپشت شعر به (چه بگویم )رسیده ام به    (تو بگو

توبگو

 

  

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.