این صفحه را با ایمیل ارسال کنید         چاپ  
 

   www.poetrymag.info

 

 

 طياره‌ی كاغذي    

عمران صلاحی    

 

 

 

كودك
با تير و كمان چوبي اش سنگي
انداخت
و بال پرنده
قوه ي جاذبه را
باور كرد
و خون پرنده خاك را تر كرد
در باغ پرنده ها خزان آمده بود
در باغ پرنده ها خزان
با تيروكمان آمده بود
بر ساقه گل پرنده معكوس نشست
تا ساقه گل نيز شكست
از شاخه
پرنده بود مي افتاد
پرهاي پرنده برگ پاييز شدند
در باد.
كودك با
تيروكمان چوبي اش در باغ
فواره ي سنگ را بنا مي كرد
وقتي
يك نقطه هم از پرنده در باغ نماند
كودك
طياره ي كاغذي هوا مي كرد