بینام
حمید شریفنیا
صدايش
از ته سيگار
در يا را دريايی تر
يا کی تر می کرد
که در تلاقی دو اسب ،
بخار،
دستان
جو گندمیاش را
به
گيسوی خميده به بازی
میگرفت
در تازهی تخدير زنی
که روی تنش تخم گذاشت.
2- دو اسب ( در محاق)
تيره
و خيس
با
سرنگ هوا رفتند
تا...........