شعری از حمید
شریفنیا
حتی
نخاع من در سگ
که راست می شود
پاچه این گربه را
در تهران پارس می
کنم
و پاس میدهم
ازکهکشان به آن
شیرهای اسهالی
که دنبلان قاب گرفته
ای را بر یقه آویزان
کرده اند
و سگ دو می زنند در
پله های مجازی
تا شعر های آستین
بلند را اتو کنند
بر طیاره های کاغذی