www.poetrymag.info
شعری از
هرمز علی پور
اين يك عادت است اينجا
اين كه فروردين كشته
ميرود به آلبومها
اين كه درخت
افسرده ميزند به رود
من اما از بين
گياهان نيامدم
كه
بگويم از آسمان شروع كنيد
و بعدش ديگر از من نيست كه بنويسم
اوراق خطي حيف شد و آدم
سفاليها
اين را ولي كنار نميگذارم كه
روزهاي ناتمام
طوري احاطه ميكند ما را
كه سر دردها به يك شكل است
اينكه پرندگاني از جايي برسند
به زمين برسند
از ما سراغ بگيرند.
غيباند بعد
بيايند بنشينند ببينند بخوانند
بگريند بميرند
بر رؤياهاي ما آتش به گردش است.
|