www.poetrymag.info
خود زندگی گویی علی
باباچاهی

ابانماه
1321درخانواده كه انسانهایی بسیار ساده بودند در كنگان متولد شد, در آن زمان تمام
خرج مخارج خانوادهاش از نخلهایی كه در تنگستان داشتند تامین ميشد, او آخرین
فرزند خانواده بود و دو برادر بزرگتر از خود داشت, 7 ساله بود كه به منطقهی در
جفره رفتند و او درمدرسه فروغی ثبت نام كرد.
آنچه ميخوانید حاصل گفتوگوی مریم آموسی ـ خبرنگار ادبی یلناـ با علی بابا
چاهی به بهانه بیش از چهار دهه فعالیت ین شاعر است:
دوران ابتدایی خیلی زود با خاطراتش سپری شد و پا به دبستان ودبیرستان گذاشتم و در
دبیرستان پهلوی بود كه با شعر آشنا شدم. در دبیرستان دبیری داشتیم به نام"محمدرضا
نعمتی" كه ایشان دوست و یار صمیمی منوچهر آتشی بود. بعدها در دورهیی كه مجموعه
شعرم منتشر شد، شعری هم به ایشان تقدیم كردم. حضور آتشی در ین دوره بری من میه
دلگرمی و تشویق بود, اما نقش اساسی را در بدبختی من كه همان شاعر شدنم بود را
محمدرضا نعمتی بازی كرد.
اولین آشنایی من و نعمتی به ین شكل بود كه در گوشهی از حیاط ایستاده بودم و
داشتم،یكی از مجلاتی كه در آن زمان چاپ ميشد را ورق ميزدم كه نعمتی به سراغ آمد
گفت: چه ميكنی؟ وقتی علاقه من رابه شعردید از فردای آن روز برایم كتاب شعر آورد و
اولین كتابی كه به دستم رسید"جزیره","محمد زهری"بود.
به دلیل ین كه دبیرستان پهلوی تنها تامقطع اول دبیرستان داشت, بری ادامه تحصیل به
دبیرستان سعادت رفتم, این دبیرستان در خود شهر بوشهر قرار داشت و منوچهر آتشی, محمد
رضا نعمتی كه در این مدارس درس ميدادند, خود شاگردان این دبیرستان بودند. البته
این اتفاق سالهی بعد بری خود من هم ميافتد و من هم در دوره ای در ین دبیرستان
مشغول به تدریس ميشوم. دراینجا بود كه كار ژورنالیستی را شروع كردیم و با تنی چند
از دوستانم نشریهی به نام "گلبرگ" را زیر نظر محمد رضا نعمتی و آتشی منتشر
ميكردیم.
در این دوران من سخت تحت تاثیر "كارو" شاعر رمانتیكی بودم كه عكسش در بسیاری از
مجلات منتشر ميشد. شعرهای او بیشتر رمانتیك بود و جنبههایی از مسائل سیاسی نیز
در آن به چشم می خورد. من دراین سالها كه تازه دست به قلم برده بودم خیلی
علاقمند بودم به شیوه او بنویسیم. اولین شعرم را در دورانی كه دبیرستان پهلوی بودیم
نوشتم، این شعر را كه نامش باران نام داشت به منوچهر آتشی دادم تا آن را بخواند،
البته او قبلا با داستانهایی كه برای درس انشاء نوشته بودم آشنا شده بود،تشویقم
كرد و گفت: شعرت خوب است اما تو 5 سال دیگر شاعر خوبی ميشوی.این حرف برایم
بسیار گران تمام شد، به سراغ نعمتی رفتم اما به من گفت شعرهای تو همین حالا از
شعرهی" كارو" و" شهریار" هم بهتر است فكرش را نكن.
پس از پایان دوران دبیرستان تصمیم گرفتیم كه وارد دانشگاه شوم. در دوران كودكی
علاقه زیادی به پزشكی داشتم ولی به خاطر علاقه ای كه به شعر پیدا كرده بودم،
دركنكور در رشته زبان وادبیات فارسی شركت كردم و در دانشگاه شیراز قبول شدم, در آن
روزها من بسیار خجالتی بودم. اما در همان اولین روزهای دانشگاه سعی كردم كه خودی
نشان بدهم. در یكی از همین كلاسها, به پیشنهاد خودم درباره یكی از مباحث درس
كنفرانس دادم و با حافظه قوی كه داشتم و كمی خودنمایی جوانانه، متن سخنرانی را به
همراه نميآوردم به همین خاطر در بین بچهها از محبوبیت خوبی برخوردار شدم و تا
پایان دانشگاه این روال را ادامه داشت.
اولین شعرهایم را با نام مستعار"ع فریاد" منتشر ميكردم. اولین شعرهایم را در
سالهای پایانی دبیرستان در نشریات تهران منتشر ميكردم. با ینكه علاقه زیادی به
چاپ شعرهیم داشتم, آنها را با نام مستعار "ع فریاد منتشر ميكردم. اما در دوران
دانشگاه در فاصله سال 41-1340 شعرهایم در مجله فردوسی كه یكی از معتبرترین نشریات
ادبی آن روز بود،منتشر ميشد.
آشنایی من با نیما بیشتر از طریق شاعران دیگر بود, فكر ميكنم در دوران دانشگاه با
شعرهای نیما آشنا شدم ولی در آن روزها بیشتر توجهام به شاعرانی نظیر فریدون
توللي, نادرپور بود كه بعدها به خاطر علاقهام به فریدون توللی درباره شعرزندگی
او كتابی نیز منتشر كردم. فریدون توللی كسی بود كه مرا با نیما پیوند داد، ولی
ايكاش من به طور مستقیم با نیما آشنا ميشدم.
من در آن دوران احتمالا از بعضی شاعران تاثیر پذیرفته بودم. اما همیشه روی پای خودم
ایستادم و زیر چتر حمایت هیچ شاعری نرفتم. البته در دوره ای به شدت تحت تاثیر
فروغ بودم و 14 شعر نیز با تغییر (جنسیت زبانی !)سروده بودم كه خوشبختانه روزی به
خود آمدم و آنها را پاره كردم. همچنین در شعرهای آغازینم به شدت تحت تاثیر حافظ
بودم, ولی با ین همه هرگز زیر چتر حمایت هیچ شاعری نرفتم.
اولین مجموعه شعرم را در سال 1346 با عنوان"دربی تكیه گاهی"منتشر كردم؛ مجموعه اول
و دوم را از آن زمان با هزینه شخصی در یكی از چاپخانه تهران منتشر كردم. اما با ین
كه با محافل ادبی تهران چندان آشنایی نداشتم، به دلیل آنكه شعرهیم را قبلا در
نشریات مختلف چاپ كردم بودم، بعد از اینكه مجموعه شعرم منتشر شد خیلی زود در محافل
آن روز نامم مطرح شد .البته لازم ميدانم خاطره ای از یك دوست دراینجا بگویم.
اولین مجموعه شعرم كه منتشر شد، روزی داشتم از جلوی كتاب فروشی و انتشارات نیك
ميگذشتم, دیدم كه كتاب شعر من پشت ویترین ین كتاب فروشی است در همان لحظه ناگهان
چشم به غلامحسین ساعدی افتاد. اما او راتا به آن روز ندیده بودم, ولی عكسش را
درمطبوعات دیده بودم ،او گفت كه كتابهای مرا او به انتشارات آورده و ساعدی آن روز
كلی از شعرهایم تعریف كرد.
وی در ادامه افزود: شعرهای ین مجموعه را حالا پس از ین همه سال باز هم دوست دارم,
چرا كه این شعرها هم خاطرات جوانيام را برایم تداعی ميكنندو هم بری اولین بار
مرا به جامعه ادبی معرفی كردند و از انتشار آنها به هیچ وجه پشیمان نیستم. جالب این
جاست كه بسیاری از ین شعرها را بارها و بارها از زبان مردم ميشنوم و باعث
دلگرمیم ميشود. با انتشار این مجموعهها بود كه پی من هم به محافل ادبی آن كه
روز بیشتر در" كافه نادری"و" كافه فیروز" برپا بود باز شد. البته بیشتر اوقات در
دفتر مجله فردوسی دور هم جمع ميشدیم.
در سال 1348 در شب شعرخوشه كه در تهران با مشخصترین چهره آن روزگاربرگزار ميشد
شركت كردم و شعر خوانی داشتم. در همین سالها مجموعه شعر دوم را با نام" جهان و
روشنایيهای غمناك" در سال 1349 منتشر كردم و بعد ازآن مجموعه شعر" از نسل آفتاب"
را در سال 1352 بری اولین بار در انتشارات رز و بدون این كه هزینه انتشار كتابام
را پرداخت كنم منتشركردم.
در سال 1356 بری اولین بار گزیده شعرهایم را با نام" صدی شن" در انتشارات ابن
سینا منتشر كردم. این گزیده بسیار زود هنگام بود چرا كه من باید در آن روزها بیشتر
به دنبال سرودن شعر ميبودم تا انتخاب گزیده اشعارم. همزمان با انتشار گزیده
شعرهایم دو منظومه به نامهای "چه كسی در قفس را باز كرد"و" سوغات بهار"را در
انتشارات ابن سینا منتشر كردم و این شعرها در واقع بازتاب فضای سیاسی آن روزها بود.
چرا كه آن روزها نميشد خیلی حرفها را به همین راحتی بیان كرد. این منظومهها
با زبانی نمادین ین فرصت را به من دادند كه بعضی حرف ها را بزنم. البته در سالهای
بعد مجموعه به نام"من یه درخت سبزم "را نیز سرودم كه هنوز منتشر نشدهاست.
سالهای پیش از انقلاب شعر كودك به صورت یك اپیدمی فراگیر شده بود و شاید من هم
ميخواستم از ین قافله عقب نمانم كه به سراغ این شعر رفتم و بعد خیلی زود از این
فضا بیرون آمدم چرا كه ماندن در ین فضا بریم خطرناك بود.
در سال 1360 مجموعه به نام" از خاكمان آفتاب بر مي آید" را منتشر كردم كه شعرهای
این مجموعه ازنظر خودم به دلیل وجه سیاسی، اطلاع رسانی و از جنبه زیبا شناختی ارزش
چندانی ندارد.
در فاصله سالهی 67 -1360 به دلیل فضای سیاسی، مشكلات ناشی از جنگ و در به دری
شغلی هیچ مجموعهای منتشر نكردم. در سال 1362 پس از 20 سال تدریس و بازنشستگی به
تهران آمدم تا كار پیدا كنم وهمه این عوامل دستبهدست هم دادند تا من در عرصه
شعر كم كار باشم.
درسال 1368 یك مجموعه تحقیقی به نام" شروهسرایی در جنوب یران" منتشر كردم كه یك
كار تحقیقی تالیفی بود, چون تا آن زمان كار تخصصی روی شروه و شروهخوانی صورت
نگرفته بود, این كتاب بازتاب خوبی داشت و در واقع یكی از كتابهای مرجع نیز برای
ین گونه شعرها به شمار ميرود. همچنین در سال 73 یك كار تحقیقی تالیفی درباره
شعرهای منوچهر شیبانی منتشر كردم، شیبانی تازه در آن سالها فوت كرده بود و به
دلیل ین كه او اولین كسی بود كه بعد از نیما مجموعه شعر نو را در یران منتشر كرد,
دوست داشتم كه دین خود را نسبت به او ادا كنم.
در سال1375 مجموعه شعر "نم نم بارانم " رامنتشر كردم, البته باید قبل از ین مجموعه
شعر "منزلهای دریا بينشان است" منتشر ميشد كه به دلیل تاخیر ناشر ین
كتاب دیرتر منتشر شد. باید بگویم كه در "منزلهای دریا بی نشان است" و به گونه
ای با نوعی جهش شعری روبرو هستیم. رابطه این شعرها به گونهای با شعرهای مجموعه
قبلی به طور كلی قطع ميشود و اگر پیوندی هم باشد بسیار باریك و نهفته است. در این
شعرها نوع دیگری از زبان را تجربه كردم و شعرهی" نم نم بارانم"به موازات( نه
انطباق) مطالعاتی بود كه در خصوص گزاره داشتم . با انتشاراین مجموعه باید بگویم كه
در جهان بینی من تغییراتی بوجود آمده بود. انتشار این كتاب بازتاب فراوانی به همراه
داشت و 50 نقد در خصوص آن نوشته شد.
وی در ادامه افزود: در سال 1368 جلد اول گزارههای منفرد و در سال 1380 جلد دوم كه
مجموعا در 3 كتاب انتشار یافت را روانه بازار كتاب كردم. این كتاب در واقع بررسی
انتقادی شعر مستقل امروزاست و درآن تمام جریانهای شعری را تا سالهای بعد از
انقلاب آمده بود مورد بررسی قرار دادم. ین كتاب اولین اثری است كه به شعرهای بعد از
انقلاب پرداختهاست.
این كتاب بازتاب خوبی در مطبوعات داشت اما بیشتر به جای ینكه بر ین كتاب نقدی نوشته
شود، با خودم گفتوگوهایی درباره ین كتاب صورت گرفت كه در نشریات مختلف منتشر شد.
همچنین در سال 1381 كتاب سه دهه شاعران حرفهای را منتشر كردم, با ین توضیح كه در
ین كتاب ميخواستم حضور شاعران فعال در نسلهای مختلف را به نمایش بگذارم.
در سالهی 1379 مجموعه شعر" عقل عذابم ميدهد "و پس از آن" قیافهام كه خیلی
مشكوك است "را منتشر كردم كه در واقع شعرهای ین مجموعهها تكمیل كننده شعرهای" نم
نم بارانم "بود و در فضای همان شعرها شكل گرفته بود. البته در شعرهای" مجموعه رفته
بودم به صید نهنگ" كه همین اواخر منتشر شد در شعر من حركت جدیدی بوجود آمدهاست.
در هر پیچ سعی كردم تجربههای جدید خود را به ثبت برسانم.
فضای جن زده و وهم آلود جنوب در شعرهی من تاثیر زیادی گذاشته است. در سرزمین جنوب
به دلیل سادگی مردم و نوع زندگی كه در آن روز در بوشهر بود جن, جن زدگی و دنیای
وهمی ناشی از همین موضوع حاكم بود و از صحبت در خصوص جن برای ایجاد ترس استفاده
ميكردند. در شعرهای من ترس و موضوعات رعب انگیز سایه افكندهاست. مخصوصا این
تاثیر در شعرهی مجموعه "منزلهای دریا بی نشان است" به خوبی احساس ميشود.
در حال حاضر كتابهای"عاشقانهترینها" در نشر ثالث، گزینش وبررسی شعر عاشقانه
معاصر، گزیده اشعارم وگزیده اشعار منوچهر نیستانی را در نشر مروارید وكتاب" بیرون
پریدن از صف مردگان" را كه در بر گیرنده مجموعه مقالات وگفتگوهای من در نشریات
مختلف است كه توسط مازیار نیستانی جمع آوری شدهاست كه در انتشارات آفتاب كرمان در
دست انتشار دارم.
ابوالفضل پاشا :
باباچاهي در هر دورهاي تحت تاثير روند وفرم دوره خود بودهاست
شعرهاي علي بابا چاهي بيشتر در رده شعرهاي فريدون مشيري و فريدون توللي قرار
ميگيرد, او جايي در ادبيات جدي ندارد.
ابوالفضل پاشا در گفتوگو با خبرنگار ادبي ايلنا, گفت: باباچاهي با پيش از سه دهه
شاعري, بيشتر تاثير پذير بودهاست تا تاثيرگذار. اگر به شعرهاي نخستين او در"
بيتكيهگاهي" و" آواي دريا مردان" نگاه كنيم متوجه ميشويم كه او در هر
دورهاي تحت تاثير روند وفرم دوره خود بودهاست.
وي در ادامه تصريح كرد: در شعرهاي باباچاهي نوآوري آن چناني ديده نميشود و به شكل
مختلف او از ديگران تاثير پذيرفتهاست و به گونهاي ديگر اين تاثيرات را بيان
كردهاست. البته اين مطالب براي نفي شعرهاي موفق او نيست.
شاعر مجموعه" از همان ديروز" در ادامه با بيان اين مطلب كه بيشتر شعرهاي باباچاهي
تكرار شعرهاي خودش و ديگران است, گفت: اگر به شعرهاي" منزلهاي دريا
بينشاناست"، نگاه كنيم متوجه ميشويم كه در اين مجموعه او به شدت تحت تاثير
شعرهاي من بودهاست.
وي در ادامه گفت: شعر باباچاهي در دهه 70 رشد رو به جلويي داشتهاست، اما او در
اين شعرها متاثر از 3 مجموعه شعر برگزيده دهه 70 "از همان ديروز "،سروده خودم،"تنها
آدمهاي آهني در باران زنگ مي زنند"، سروده علي عبدالرضايي و"در بهترين
انتظار"،سروده مهرداد فلاح بودهاست. او زماني كه اين مجموعه شعرها چاپ شد هنوز
درگير مفاهيم تكراري خودش بود.
پاشا در ادامه افزود: باباچاهي در دورهاي كه درصفحه شعر آدينه مشغول بود به معرفي
شاعران جوان پرداخت كه دراين ميان به شاعراني برميخوريم كه شعرشان براي خود بابا
چاهي هم مورد قبول نبود. اما جالب اينجا است كه او در مجموعه" شعر نم نم بارانم
"توانست تحت تاثير اين مجموعهها شعرهاي موفقي ارايه دهد.
وي در ادامه افزود: باباچاهي هميشه درصدد اين است خلاف اين موضوع را ثابت كند، ولي
اگر به اسناد و مداركي كه وجود دارد نگاه كنيم متوجه ميشويم او تحت تاثير اين
مجموعهها بودهاست.
پاشا در ادامه افزود: باباچاهي در تمام دورههاي شعري كه پشت سرگذاشتهاست هيچ
گاه تاثير گذار اوليه نبودهاست. البته او در دهه 70 شعرهاي موفقي نيز
دركارنامهاش به ثبت رسانده. باباچاهي هميشه بر شعر شاعران ايراداتي نظير مغايرت
معنا با ساختمان شعر و فقدان انديشه در شعر وارد مي كرد، ولي جالب اينجاست كه اين
موارد بيشتر در شعرهاي او به چشم ميخورد تا شاعراني از نسل ما.
وي در ادامه با مقايسه شعرهاي براهني, باباچاهي و رويايي گفت: براهني تئوريسن بزرگي
است او در حوزه تئوريهاي ادبي حرفهاي زيادي دارد اما نميدانم چرا ادعاي شاعري
دارد.
پاشا درپايان يادآور شد: يدالله رويايي در مقايسه با براهني و باباچاهي شاعري مبدع
و تاثير گذار است و پس از انتشار مجموعه شعرهاي" لب ريختهها "مبدع جريان خاصي در
شعر بود كه در جايگاه بالاتري از باباچاهي و براهني قرار ميگيرد. چرا كه مبدع
جريان خاصي در ادبيات است.
شمس آقاجانی: بابا چاهی
با بيان ايدههای خود به پويايی شعر معاصر كمك كردهاست
باباچاهي همواره شاعري جوان است، چرا كه زمان هنري در آثارش بر زمان طبيعي غلبه
ميكند.
شمس آقاجاني در گفتوگو با خبرنگار ادبي ايلنا گفت: باباچاهي يكي از شخصيتهاي
جوان شعر معاصر است. باباچاهي نه تنها با جريان شعر معاصر مخالفت نكرد بلكه او با
بيان ايده خود بر پويايي شعر معاصر نيز كمك كردهاست. او از معدود شاعراني است كه
روح زمانه خويش را درك كردهاست.
شاعر مجموعه"مخاطب اجباري" در ادامه افزود: تاثير گذاري بابا چاهي به اين صورت است
كه او هميشه به جريانهاي تازه شعر توجه نشان ميدهد و موجب هموار شدن جريان شعر
معاصر ميشود. او شاعري از نسل گذشتهاست كه براي رسيدن به جريان تازهاي از شعر
بسياري از موانع را كنار ميگذارد و با خلاقيتي كه از خود نشان ميدهد, كاري
ميكند كه براي هميشه در عرصه شعر فعال بماند.
اين منتقد در ادامه با بيان اين نكته كه باباچاهي در دورههاي مختلف شعريش هميشه
تاثير گذار و تاثير پذير بودهاست, گفت: باباچاهي در دهه هفتاد شعرپسا نيماي را
تئوريزه كرد, من در يكي نشرياتي كه در دهه 70 منتشر شد اين ادعاها را به خوبي
بررسي كردهام. از ديدگاه من اشكالاتي به اين تئوري وارد است. او البته در شعرهايش
آخرش جريان جديدي را به وجود آوردهاست كه هنوز خودش هم تئوري آن را ننوشتهاست.
وي در ادامه افزود: شعرهاي باباچاهي ويژگي مشخصي دارد كه مختص به خود اوست. او در
شعرهاي با نام"سپيد خواني 1 و 2 "نشان ميدهد كه اتفاق تازهاي در شعر او رخ
داده، كه تا به امروز بيسابقه بودهاست.
آقاجاني با اشاره به اينكه باباچاهي برخلاف اغلب شاعران هم عصر خود تلقي سنتي از
زبان را كنار ميگذارد, گفت: او در نيمه دوم دهه هفتاد سعي ميكند كه زبان را
وسيلهاي براي بيان عواطف و احساسات خود قرار دهد كه به مرور در شعرهاي كه
ميسرايد زبان آن را كشف ميكند.
وي در ادامه گفت: باباچاهي وقتي از پيچ و خمهاي زبان عبور ميكند، برايش شرايطي
پيش ميآيد كه برخورد ديگري با زبان داشته باشد و اين به عنوان يكي از وضعيتهاي
پايدار شعر باباچاهي محسوب ميشود. يكي ديگر از مشخصات اصلي شعر باباچاهي اين است
كه بسياري از سطرهاي شعري او به لحاظ كمال نحو ظاهري, ابتر باقي ميماند، بنابراين
در شعرهاي او با سطرهاي ناتمامي روبرو هستيم كه به جاي مسير راست در مسير انحرافي
ميافتد و با اين تغيير سطرها موضوعات در شعر او قطع و وصل ميشود.
آقاجاني با تاكيد به اينكه اين قطع و وصلها در شعر باباچاهي، فرم خاصي را در شعر
او به وجود ميآورد, گفت: مشكل اساسي شعرهاي باباچاهي اين است كه بعضي از
ساختهاي شعر او به صورت ناقص در شعرهايش مدام تكرار ميشوند.
وي در ادامه افزود: اگر براهني, رويايي و باباچاهي را به عنوان شاعر جوان در نظر
بگيريم, وضعيت رويايي با دو شاعر ديگر بسيار متفاوت است. رويايي در شعرهايش رواني
منسجم و منطقي را حلكردهاست و بين شعرهاي دهه قبل و شعرهاي حاضراو تفاوت فاحشي
احساس نميشود.
آقاجاني در ادامه با بيان اين نكته كه وضعيت باباچاهي و براهني با رويايي متفاوت
است, گفت: براهني در شعرهاي كه قبل از سال 69 سروده است با شعرهايي كه در دهه 70
سروده است بسيار متفاوت است. البته اين گسست براي شعرهاي باباچاهي نيز در شعرهاي كه
قبل از سال 75 و بعد از آن نيز سرودهاست، اتفاق ميافتد. براي بررسي تغيير و
تحول در شعر رويارويي بايد از روش ديگري استفاده كرد, چراكه شعرهاي او مسير متفاوتي
را ميطلبند.
وي در ادامه با بيان ايننكته كه براهني با وسعت و تجربه فراواني كه هم در بخش
خلاقه شعر و هم احاطه و مطالعه متون ادبي دارد و با امكاناتي كه براي دسترسي به
تحولات تئوريك و خلاقه در سطح جهان دارد و با توجه به خصلت نوجويياش هميشه در
تاريخ ادبيات ايران چشم انداز تازهاي را معرفي ميكند.
آقاجاني در ادامه با بيان اين نكته كه براهني در همه دورهها، پويايي خودش را حفظ
كردهاست و به همين دليل ميتواند بر جريات شعر معاصر هم از نظر اثباتي و هم
ازنظر وجه سلبي آن تاثير بگذارد, گفت: به نظر باباچاهي تحت تاثير اين شرايط قرار
ميگيرد اما اين هوشياري را دارد كه روشهاي ديگري را پيشنهاد كند.