تنها آدم‌های آهنی در باران زنگ می‌زنند

علی عبدالرضایی

۱٣٧٢

کی می آیی

  

سه روز از رفتنت

و عمری بر من گذشت

از رفتن نیامدی

و حتی در این سه سال یادی از من نکرده ای

نام ِتو را به دخترم دادم که برگردی

چنان دیر کرده ای که مریم سی ساله ست

و سی و سه سال و سه روز از مرگم می گذرد

 

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.