تنها آدم‌های آهنی در باران زنگ می‌زنند

علی عبدالرضایی

۱٣٧٢

 

  

ماه کُشی

 

 

 

داسی به گردن داشتی

حالا طنابی

چه خاکی سرت ریختی که فواره زد

                 از چشمهایت

                   چیزی که از آن می گریزی

 

مرا به لا  وقعی نیست

بالای خوابگاهم

بالاتری یا نه؟

تنها

آهی به سوی تو پرتاب می کنم

زمین

  پایین تر افتاده ست

بالاتری یا نه!؟

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.