تنها آدم‌های آهنی در باران زنگ می‌زنند

علی عبدالرضایی

۱٣٧٢

 

زلزله

 

 گاهی فکر می کنم

وناگهان به خاطر می آورم

که ربطی به من نداشت

 

توخوابیده بودی

وخواهرت خانه تکانی می کرد

                    که زلزله کارش تمام شد

تکانی که داده بود

خیلی تکان دهنده بود

 ربطی به من نداشت

 

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.