این
گربهی عزیز!
علی
عبدالرضایی
١۳۷۷
بزرگراه
نه گوشه ی انباری که دنیای
کفش های کهنه بود
نه گوشه ی دنیا که
انبار ِ مرده هاست
اینجایم! هی آینه قدری
تماشایم کن!
اگر من بمیرم
دیگر چه فرق می کند آفتاب
بتابد یا نفت نباشد
اشتباهِ تو آن بزرگراهی بود که
می گفت برگرد!