جامعه

علی عبدالرضایی

١۳۸۰

 

 

 

اطلس

 

 

 

کره را چرخاندم

چرخید و من چرخ خوردم توی کشورها

زیر ِ آبی    زیر ِ دریاها

و زیر دریایی     پرتم کرد دراقیانوس ِ آرام

که آب را تنم کنم آرام آرام و آروم بگیرم

سرم را شستم

و از هاوایی سر در آوردم

هوایی نشدم

نرفته بودم هواخوری که شکار ِ ببر کنم

خیلی صبر کردم

دوتا لولو   ولو ولو آمد و لو رفتم

اینوگرفتن روی ذغال و سرخ پوست ها

هی ها  ها هی ها و هی رقصاندند که جز غاله شود

بزغاله شد وسطِ باغ وحشی در نیویورک

حیوونکی رو به سازمان ِ بشر بردند     شر کرد!

شورش رو درآورد از بس که بع    به به کرد

بعد ناتو    کفرش در اومد کُرّه بز تیپا زد او را در اقیانوس ِ اطلس

که ماهی شور از آب در بیاید

 کُرّه اسبی شد

کره را چرخاند

چرخید و من چرخ‌هام پنچر شد وسطِ ایران

 توی دست اندازهای کوچه‌ای گیر کرده‌ام در تهران

 که شرّم را کم و شورش را زیاد و در پایان ِ این شعر بنویسم

 آه ! من حرام شده‌ام

 

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.