یعنی چی؟
کی!؟
چی چطوری ست؟
هیچ که طوری نمیشود
هیچ طوری نیست
از شهروندِ محترم کمی کم داشتن
هرمسافرت دفترَکی جلد آبی در جیبِ بغل گذاشتن
جنبِ ورودی به جنبهای نداشتن جواب پس دادن
با توضیحِ سادهای به خودکارِ خود آزادی دادن
از دست دادن
هراسی به خود خودی به خانه راه ندادن
سطرهای شعرِ دیشب را تمیز کردن
شراب خوردن
خوردن
خوردن
انقلابِ تازهای بر میز کردن
و
خوابیدن
خوابیدن
خُررر پُففف خورررر پوفففف
صدای خُرّ و پُفِ خود خواب دیدن
فردای دیگری از خواب خواستن
برخاستن
جاپای تازهای زیرِ پا گذاشتن
در جنده خانهی بوداری بر تمامِ دنیا غلت خوردن
به درهای در حالِ رقصی سر رسیدن
بعد
با دیسکهای قردارِ کمر باریکی از دیسکو بازگشتن
بعد
با دلی در حالِ زینو زینو دل ای دل ای کردن
در کازینو قدم گذاشتن
بعد
بابا طاهری کون برهنه برگشتن
جنبِ ترانهی غم داری نعره کشیدن
بعدش!؟
در بینِ تنهاییِ خود عابری آبرو بَری
و
در حالِ گوشهگیری فوری به دویدن کردن
از خانمی گوشزد شنیدن
گوش نکردن
تکهای از مغازه کش رفتن
فرارکردن کردن کردن ...
و هیچ هیچ هیچ نکردن یعنی... چی!؟