من در خطرناک زندگی می‌کردم

علی عبدالرضایی

١۳۸۵

کازینو 

 

 

 

 

دوتا زبانی از کالج لج کردن

زین کردنِ اسبی که قرار است تا کازینو بتازد و از رُلی که شاید آقای صفر روی میزِ رُلت ایفا کند نبازد

شمارشِ معکوسِ سی و هفت ساله‌ای که روی سی و سه قل خورد و ناگهان سه شد

هه!         نشد!

با دوپاچه‌ای که دورِ میزِ بلک جک چرخید و چرخید و جک زد ایستادن

و صد پوندیِ نازنینی بِت کردنِ

تخمِ سگ بُر زد       نشد!

دوباره چشمی دور و بَرِ دایسِ مادر جنده دنبالِ چی شد فرستادن

و در قسم‌های حضرت و زهرا خدا خدا کردن

کیرم به هر چه دین!        این هم که نشد!  

پُکی به سیگار و ردِّ پیچ و تاب گرفتن و پیشِ میزِ پوکر رفتن

که شاید سه شاهی که لابد نمی‌آید...

 

با جفتی بی بیِ ناقابل تا کردن

به جفتِ خود رو انداختن

و تا تهِ نه باختن 

 نشد!

ازکنارِ پانتوبانکو ولو ولو در رفتن

با ماشینِ پنجاه پنسی ور رفتن

کِنِس شدن

و با جفت جیبی که حالا پشت و روست دوست شدن

 

یک پوند قرار بود

برای بلیطی که به سر تا پام تِر زد مخفی کنی       پس چی شد؟

 

 

 

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.