نام این کتاب را شما بگذارید

علی عبدالرضایی

١۳٧۴

 

 

 فاطی کماندو

 

 

پا را دوباره توی کفش ِما کرده ست

مردی که از کمر فانسقه وا کرده ست

تا پارسال دستش بادبادک بود

یک کاره آسمان را هم هوا کرده ست

پای پیاده با هم در قدم بودیم

 

زایید گاومان!     ما را صدا کرده ست؟

 

فرمانده بود اما پشتِ فرمان بود

 

انگار شانس رویی هم به ما کرده ست!

 

فاطی کماندو از ماشین فرود آمد

 

با تو چه نسبتی دارد؟

 

ادا کرده ست!   خیلی نماز می خواند    نمی خوابد!    بیچاره روز و شب را جا به جا کرده ست

هر روز جای مردم روزه می گیرد     امروز هم برای ما دعا کرده ست!

 

گفتم چه نسبتی دارید آقای ِ...؟

 

پا را دوباره توی کفش ِ ما کرده ست

اینها فریبِ آدم را نمی خورند

شیطان به این جماعت اقتدا کرده ست!

 

 

 

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.