کورتاژ ریزی
۱
به روبروی او
دستی
با انگشت های لق
بر تنه ی بازو
داستان ِ اسارتِ انگشت
در
مشت
٢
تمام ِ اوست
نیام ِ دوست
وقتی که آب از آبشار می ریزد
و آبشا ر
وقتی که آب می ریزد
بنام ِ اوست
که از آبشار نمی ریزد
٣
مثل ِ حرفی که به دل می نشیند
دل در تو می نشیند
وقتی که حرفِ تو می شود
مثل ِ وقتی که بین ِ ما حرف
شد
تا دلنشین نباشد
وقتی که می
نشانم
روی حرفی که بین ِ ما پا شد
می ایستم
۴
وقتی که دریا کف
برای ورودِ ساحل کرد
زمین سیلی خورد
دریا کف زد
و آب بیرون آمد
از سوراخ ِ سربه زیری که دریا
داشت
۵
رفتارِ سن
در من وقتی کُند می شود
که رشدِ چیزی
به این تمیزی
در چیزی که آخر ِ هر چیزی ست
تند می شود
٦
با افتادن ِعجب از لب
مطلب
تعجیل می کند
تا عبارتی بنشاند
در پرانتزی که باز می کند
خوابیدنی می کند طلب
افتادن ِعجب از لب