مردم
نیازی نیست گوش تیز کنم تا
خبر بشوم
خبردارم نمی توانم
سببِ درد سر بشوم
چه می دانم چنان مرا سر ِ
پا برد در چمدان
که می دانم چگونه با چه
کنم همسفر بشوم
به تنهایی کسی وجود ندارد
مگر به عبث
به این مردم چگونه پشت کنم
یک نفر بشوم؟
نشد باور کنم ما همه در
مقصدیم
نمی توانم خانه در خودم
ببرم باز در بشوم
ورق تا کی کتاب را بزنم
شست تر بکنم
و مشقم را تا کجا کنم که
سرانجام خر بشوم؟
نیازی نیست تندتر بدوم تا
به خود برسم
خدا آنقدر دور نیست که
نزدیک تر بشوم