ارتباطات
سرم را که تکان دادم از تاکسی
خواهش کرد فوری مرا به دیروز
برساند که با فرداش قرار ِ کاری
دارم
هرچه گاز داد نشد
صبح شد
سر ِ قراری که به فردا منجر
شد آمده ام
آماده ام در اتاقی که حومه
درهند دارد
دارم تکانش می دهم
تکان می خورد چنان در مادرید
که می تکاند سری کنار ِ باری
در برزیل تا بنوشد از سینه
های ورم کرده ی ساحلی در مکزیک
که در حال ِ می نوشد ولو می
شود
دوباره می نوشد که لو نشود
تلوتلو می رود توی باجه ای
جنبِ خیابانی در خاور میانه
تا صدایش کند
برمی دارم!
دارم با کسی لاس می زنم دم ِ
گوشی که تکان می دهد سری تا
دوباره پاره سنگی از مغزم
برداشته پرتش کند دراتاقی که
خانه اش را تکان دادند