پاریس در رنو

علی عبدالرضایی

۱٣٧٦

 

 

 

 فیلمنامه

 

 

در پیاده رو:  فرشته ها شماره می دهند

پشتِ باجه:   کودکان شیر خواره صف کشیده اند

 

کوچه از تمام شب گذشته است

یک نفر به سوی مرگ می رود

 

پای تیر ِ برق:  زندگی عصا به دست ایستاده است

 

ناگهان قطار سوت می کشد     

در کتاب جیبی ام ورق نخورده می رود

شاعری که طاقه طاقه رودخانه را به روی شانه برد

ناگهان      چند سطر مانده تا بهشت ایست داد

مرگ از تکان دست ها      و ریل     ناگهان

                  بر تمام جاده ها که رفته اند       ایستاد

 

روی صحنه:  یک کتاب باز مانده است

پشتِ صحنه: دادگاه شور می کند

متهم:  شاعری که از بهشت ناگهان فرار کرد

 

 

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.