www.poetrymag.info
انتظار
عباس حبیبی
شب اگر کرچ هم بشود
میان قدقدهایش
نام تو را خاموش نخواهد کرد
صدایی که لولیدن باد است در آوازهای پس خوانده
شب را می رساند
شب عصبانی کلیشه ای
که اگر کرچ هم بشود باز
حیوان خون گرم بعیدی
که در تخم است
شکایت تلخی خواهد کرد .
هیچ چیز
هیچ
دور از انتظار من از تو نیست پس
کنار نیا با کلمات
زیرا تمام می شوی پیش از
انتظار من ،
کنار نیا با انعکاس کله های خلوت
که شب و کلمه می رقصند
هرچه گفت صدای لولیدن در آینه ی باد
کنار نیا که هنوز
_ " پای عشق فقط مرده ها پیر نمی شوند ." می خواند از تلخ
...
آیینه نگیر از باد
از شب که اگر ...
تمام می شوی
پیش از انتظار من.
|