www.poetrymag.info
شعرهای
زیبا کرباسی

کارناوال شورش، پاریس، ژوئن 2004
بلرز!
همه را خاموش کن! نلرز!
از پله ها پایین بلغز!
ازخنده های رنگ پریده ی کودکان ِهمسایه
بپر! نلرز!
از باری های کهنه ی
نارنجی
از مادرانی که در کالسکه ی کودکانشان عصا
حمل می کنند، بگذر! نلرز!
از نفس های مرطوب هوا روی برگ های
درختان برگ ریز بی آنکه بگذری بگذر!
با سر بکوب به این درخت تبریزی
نلرز!
از مکعب های مودّبِ مرتّبِ چیده در کناره
ها
قهوه خانه ها قحبه خانه ها وهرچه خانه
ها و خُب!
پیاده تا دریا
پای پیاده بکوب تا دریا و برنگرد!
بلرز!
تیک
نعشش را بر
زمین می کشد تیک
خودش را با سایه اش
سایه را با خودش می کشد
تاک
گاهی به زمین سرک می
کشد تیک
لرزه لرزه همه را به درک می
کشد تاک
تیک تاک تیک تاااااا...
زمان شوخی نیست به شوخی
نگیرش چند زمین بیشتر پاره کرده از خدا
ذکّی ! خدا؟
نه بابا!
دستی که در اتفاق نیفتد
دست نیست
اوی اوی اوی!
پول یارو را بالا می
کشد تیک
پولش از پارو بالا می
کشد تاک
هر کوفتی دود می کند؟
نه! دود را هم به آتش می
کشد تیک
آی ی یاااا
شلوارش را پایین می
کشد تاک
وااااااا دراز می
کشد تیک
نازی نازی ناز بازی
ناز ناز می کشد تاک
چادر سیاهش را سرش می
کشد تیک
تاک
تیک تاک تیک تاک تیک تاک
تیک تا...
زمان بزرگترین برنده ی سال
است هر ساله می برد از هوا نمی دانم اما زمین را همیشه
برده ست
تاک
با تاکسی مسافر می کشد
تاک
کُس می کشد
تیک
خانه به دوش می کشد
تاک
درد دوا نقشه می کشد
تیک
از زهر مار هم شراب می
کشد تاک
از تاک بگذریم تاکی تاک
؟ تا کی تیک؟
تکه تکه سنگ به دامن می
کشد تاک
تا کمر زن را به خاک و خون می
کشد تیک
خط خط خط به خط
خط خط و نشان می کشد تاک
وسط میدان پای چراغ ضبط
صوتش دستی ش سرش سوت می کشد تاک
گاهی با عجله اما نه همیشه
موزون شاید می دود نه نه سلانه سلانه تند آرام تندآرام تیک تاک تیک تا...
پای قلم قلم مو رنگ
و آبرنگ بوم را به روی میز می کشد تیک
خانه آفتاب ماشین انتظارقطار
دم و بازدم رفت و برگشت سودوزیان
غم ِ نان نان می
کشد تاک
سر بر خاک نه! طولی نمی
کشد نه! جیغ می کشد اوووووووو...
از عشق عاشق تر
از جنس ِ باستانی ِآتش
آتش تر
اصلا خودِ درشتِ شیطان
درشت تر!
دستی که در اتفاق نیفتد دست
نیست
تا عکس ها را ظاهر کند
تاریکخانه
ام!