|
|
| |
www.poetrymag.info
شعری از علی مومنی
بهار
سبز و
بهار
سفید و
بهار
سرخ اندامت
می ی ِ
همیشه در میان و
همیشه
می ِ در میان و بعد
من و تو
و تو و من و ناخن
به روی
دو دست بروی دو پا
کمر ،
سرو پا
و کلیدی
که کم
کم در بگشاید .
خیال
قفل ؛
بدون
کلید می چرخید
که باز
باز تر
شود
چکه
چکه
قفل
شیطا نش.
|
|

|