www.poetrymag.info
بر
دار
بیژن روحانی
1
پس دار بلند بود
بالا به بالا دار
و سایه ها بر بلندی دارها
و دار در عصر سایه ها بلند.
بلند بود به دور دار دیوار
و یار که با سایه می گذشت
چشمان سروش سبز
بر دار نشست یار
و گشت سر ِ دار بلند.
2
شکل مرا بردار
و بر دار دیگری بگذار
بر دار ِ خالی مانده
تمام من می خواهد
شکل ِ تمام ِ تو باشد.
3
آواز ِ دور نیست
این بر دار که می خواند.
نزدیکتر آواز ِ دار
همیشه بیدار می ماند.
4
قلمرو سبز را
شکل صفر از سَفَر می اندازد
و تن بی شکل می شود
بر شکل ِ صفر ِ دار.
5
این بالا حتا می
خوانم
با باد که بر دار بَرَدَم
حتا
آن جا که صفرها
ارقام مطلق اند.
6
پرواز می کنم از حلقه هات
جایی که می نشینم
باز گلوی توست.
7
در قبرهای هوایی
راه رفتن معنای دیگری دارد
وقتی که ابر بر کتیبه های
نامریی
شعری از هوا بنویسد.
8
تاجر!
از تجارت حلقه ها بگذر
آویخته ات می خواهند.
9
تبر
درخت را به شکل دار می
خواهد
در پای دیوار
درخت
رویای دیگری دارد.
|