www.poetrymag.info
رازهای ابن قارح 3
یاشار
احد صارمی
برای شنیدن این شعر با صدای شاعر
این جا کلیک کنید
آبی ست رنگ خواهش
مايل به سرخ است صورتش
آرام است صدايش
و تن
و شرح شیرین تن ...
و حرف هاي خواب آور تن كه بوي بستني
مي دهند
و نفس ها...
اين آخرین خوشه ی انگور است که از من
می روید خانم
آخرین کنسرت قلب من
رقصی تنها و گرُ بر تکه ای از قطب
شمال روح خودم
و تو
دورتر از همه ي روزنامه ها و
سنديكاها
بر روي آب دراز كشيده
به ماهي هاي سرخ چشم دوخته اي
جخ ، دست به سيم هاي خدايت مي سايم
جخ ، کسي رنگ باغ را بر مي دارد و مي
افشاند به آسمان
جخ ، ليوانت پر از خون ماه مي شود
و من کي ابري كلان و كشنده را به درون
كشيدم که .. ؟
زبانم دچار بطالت مي شود
رويش شديد برگهاي وحشي بر اندامم ...
|