www.poetrymag.info
می توانید
المان های پست مدرن را از این شعر حذف کنید و به من مشکوک شوید
آيدين ضيايی

این حجم هزار و یک شب زمستان
نمی رسد به جایی که تو زندگی می کنی.
تمام این ها تا ساعت چهار عصر چند سالگی ام ادامه داشت
تا این که؛
داستان با نرسیدن کلاغ به خانه اش، شروع شد
و ختم شد به بودن یا نبودن کسی غیر از خدا !
بعد از آن بود که ؛
لورکا« ساعت پنج عصر » وارد چند سالگی ام شد
یعنی فقط یک ساعت فرق معامله بین این مدت تا ساعت پنج عصر چند سالگی ام
یعنی چند سالگی ام؟
-
شما مبتلا به آلزایمر شده اید -این در فرا متن گفته
شد
–
-
که به دلیل مستثنا بودن حافظه تان نیست -باز هم در فرا متن
–
-...
حافظه تان لزج شده ! -در
فرا متن–
خط فاصله ،
«
ازدواج فاطمه با جوان ، همان یگانگی ی عشق و عقل می شود»
که فاطمه، همان جنبه ی مثبت روان زنانه است
و جوان، همان جنبه ی منفی ی روان مردانه
و این مثبت بودن روان / احساسات و عواطف مبهم است؛
و این منفی بودن روان / مرگ است
تا این جا، احتمالن شیطان وارد جلدتان شده؛
و مکانیسم بالقوه تان را بالفعل خودش که در شما هم هست کرده!
(در این جا اتمام شعر را موکول می کنم به باورتان
اگر شد ، تمام است وگرنه ؛
توجه شما را جلب می کنم به ادامه ی شعر)
به نظر می رسد لازم است بخشی از وصیت نامه ی نیما یوشیج را
به سمع و نظرتان برسانم؛
این وصیت نامه در شب دوشنبه 28 خرداد 1335 خطاب به دکتر حسین مفتاح
نوشته شده ؛
«بعد
از من هیچ کس حق دست زدن به آثار مرا ندارد جز دکتر محمد معین
اگرچه او مخالف ذوق من می باشد.
دکتر محمد معین حق دارد در آثار من کنجکاوی کند،
ضمنن دکتر ابوالقاسم جنتی عطایی و
آل احمد با او باشند ، به شرطی که هر دو با هم باشند
ولی هیچ کس از کسانی که به پیروی از من شعر صادر فرموده اند در کار نباشند»
با جمله ی آخر وصیت نامه ،
شاید باورتان تحریک شود ، که شیطان می تواند در زیر جلد رسوخ کند.
آوردن وصیت نامه در این جا به خاطر همین جمله ی آخرش بود.
-
شما مبتلا به آلزایمر شده اید - باز هم کسی در فرا متن
این را فریاد زد – غاقل شده اید از اشعاری که مدام در خود تکرار می شود
و شروع به طی ی مسیر دایره واری به دور خودتان می کنید!
(کسی
آن جاست ؟
کسی آن جاست در فرا متن ؟
لطفن خودتان را نشان بدهید یا حداقل معرفی کنید)
می توانید المان های پست مدرن را از این شعر حذف کنید؛
و به من مشکوک شوید
حق هم دارید؛
من بر خلاف داستایوفسکی محتوای ایدولوژیک مشخص و تغییر نا پذیری ندارم
...
-یک ریالیسم افراطی ، یک سمبولیسم افراطی و یک امپرسیونیسم افراطی
را در فرا متن جا گذاشته ام؛
از این بابت من مبتلا به آلزایمر نشده ام.
لطفن به من مشکوک شوید!