اشعار کريستينا لوگن
برگردان: رباب محب

 

کريستينا لوگن در کتاب « خداحافظ ، خوش باشي » از مرگ سخن مي گويد و از چگونه پذيرفتن مرگ.

او آنقدر آهسته و نرم از مرگ حرف مي زند که انگارخود از کنار مرگ گذشته است. عبور ش از کنار معنا ها با احتياط و آرام صورت مي گيرد. لوگن خيال بافي نمي کند. از تجارب خود مي گويد. از زندگي روزمره ای که مثل جاروی نظافتش دور گردنش پيچيده است ، مي گويد. به نظر او ديگر نمي توان مشکلات و مصائب زندگي را در دانشگاه ها و بيمارستا ن های رواني و روانکده ها حل کرد. عشق و جامعه نيز حلال مشکلات نيستند. شاهزاده و اسب بالداری هم در کار نيست. و از همين روی است که کريستينا لوگن ابزار شعرش را از ميان زندگي واقعي اش دست چين مي کند.

و اينگونه است که آچار فرانسه و ميخ و موتور استارت زبان شعری او مي شوند. اين واژگان صادقند و دروغ نمي گويند. زبان احساسات زبان دروغ است. پس او از احساسات نمي گويد و تجارب روزمره اش را مرکز شعرش مي کند. و سرانجام نتيجه مي گيرد که عشق نيست که جاودانه است ، بلکه جاودانگي خصلت مرگ است و کتابش را با شعر « خداحافظ ، خوش باشي » خاتمه مي‌دهد.

رباب محب

 

1

موتور استارت
در زير زمين.
آچار فرانسه
در جعبه ی ِ جواهرات.
حلقه ی ِ نظافت
دور گردنم.
پَنس ِ اسکناس
بر رگ شعر.
ضربه ی ِ مته
بر ناف درد.
اندوه
در سالن ترانه.
ميخ
بر تابوت عروس.
کيلد ِ برق
توی ِ مغز.

 

2

کلوب خياطي ِ شيطان
در تنهائي ِ تکه پاره شده
منقار تيز عروسان
گلها را زنده زنده مي سوزاند
بر وردی ِ ميز موعظه.
و بر رختخوابم برف مي دوزند.
آنان مرا در پيراهن مادرم
مي پيچند.
دختران گريه
مجرای اشک ندارند
برای اينگونه يأس و پريشاني.

 

3

آرامش ِ قبل از توفان بود.
اينرا مثل قايقي به ياد مي آورم.
کاری از دستم بر نمي آيد
آقای سخنگوی ِ دولت.
آقا و خانم ِ سخنگوی ِ دولت ، من مي خواهم
شما مرا به درياچه روسنباد ببريد
وعاليجنابش را در قايق ِ يدکي
جای دهيد.
بدون جليقه ی ِ نجات.
او آواز دان اندرشون را برای خواهرم
خواهد خواند.
و دانشگاه ِ سودر تورن
بايد که اينرا بداند.

 

4

آسمان
مدال پرش ِ ارتفاع است
پشت ِ کرکره ها.
من ماکاروني مي پزم
و به دوست ِ دريائي ام مي انديشم.
هر روز گردگيری مي کنم
ميدان نبرد ِ توی ِ سرم را
و خانه ی ِ غير ِ قانوني ِ توی قلبم را.
روزگارم رؤيای مشاور املاکي نيست.
من زني هستم بدون شهر آتش
و سقف ِ پروانه ای
و پيشوند خارجي.
چرا ؟
چرا فقط آپارتمان ها
افسون باستاني دارند.

 

5

اداره مسکن نيست.
اتحاديه ی ِ مستأجران نيست.
خانه ای در جهنم است.

اما من پنجره ام را رو به تنهائي مي گشايم.
برحاشيه تنهائي مي ايستم و ُ به تو مي نگرم.
و تو در من مثل آتشي روی آبشار.

اينهمه جمعيت ِ شهرهای ِ گمشده
اينهمه همسايه های ِ با خاک يکي شده
و حالا اين يکي که مي درخشد چنين

من مستأجری
بدون ِ ورودی شخصي به تاريکي ها هستم.
من حکايتي
بي سوبژه ام.
بي حاشيه
باقي مي مانم و ُ مي زيم.
کسي بازم نمي کند
تا در صفحه ی ِ مورد ِ علاقه اش علامتي بگذارد.

من جلد کتابي هستم.

 

6

آدمها زندگي مي کنند فقط
به اندازه ی ِ حسقدمي
تا گرداب .
همه ی ِ ما آدمها زندگي مي کنيم فقط
به اندازه ی ِ فکرخيزشي
از کارلا وگنن.
و من به اندازه ی ِ بوسه - پرشي
تا مؤسسه ی ِ کفن و دفن فاصله دارم.
همراهم
کودکي ست که فرياد مي کشد
از گوشه گوشه ی ِ زمين.

 

 

رباب محب
يست و چهارم دسامبر دو هزار وشش / استکهلم

 

کريستينا لوگن شاعر و نويسنده سوئدی در چهاردهم نوامبر 1948 متولد شد. او عضو آکادمي سوئد است. اولين کتا ب لوگن مجموعه شعر «اگر من نه» در سال1972 به چاپ رسيد. سال 1983 با انتشار دومين مجموعه شعرش « آشنائي با مرد پير دانا آرزوست » به شهرت رسيد. سال 1989 با نشر دفتر شعر « لحظه سگي» به چاپ هفتمين کتاب شعر خود نائل آمد. علاوه برشعرلو گن با نوشتن نمايشنامه هائي چون « عمه گل» ،« دختران ايدال و جواهرات دزديده شده » نشان داده است که او نويسنده توانائي است. کريستينا لوگن از سال 1997 مسئوليت ادراه تأتر برونگاتن 4 واقع در استکهلمرا بر عهده دارد. اشعار ترجمه شده بالا از آخرين دفتر شعر لوگن با نام « خداحافظ ، خوش باشي » برگرفته شده است.

- دان اندرشون شاعر سوئدی در ششم آوريل هزارو هشتصد و هشتاد و هشت به دنيا آمد و به تاريخ شانزدهم سپتامبر هزارو نهصد و بيست هنگام خواب در هتلي در شهر استکهلم در گذشت. او از راه حرفه معلمي و سپس روزنامه نگاری امرار معاش مي کرد.

- روسنباد نام دو ساختمان مشهور در کشور سوئد است. اول : روسنباد واقع درحوالي ِ استرومن نام حمامي است که توسط حمامدار کريستوفرتي يل در سال 1980 ساخته شده است. اين حمام به خاطر امکانات حمام گرفتن مثل وان يا استخر گل محمدی ، استخر بابونه و استخر گل زنبق و از اين قبيل وان گرفتن که برای سلامتي خواب مي باشد ، مشهور است. در طي تاريخ افراد مختلفي حمام فوق را خريده و تغيير داده اند.در طِي تغييرات تاريخي روسنباد بخشي از آن به صورت هتل ( هتل گارني ) اداره مي شده و استخر ها به زير زمين هتل منتقل داده شده بود. روسنباد ِ امروز ی توسط فرنيناد بورگ ِ آرشيتکت (1860-1946) طراحي شده است . اين بنا سَمبل کشورهای شمالي/اسکانديناوی است. ساختمان دوم مجلس سوئد است که در شهر استکهلم واقع مي باشد. و نام ساختمان سَمبل دولت سوئد است.

- کارلاوگنن راديو کانال چهار سوئد و بزرگترين مرکز فرهنگي است که روح مردم سوئد نام گرفته است. گفتگوهای آزاد ميان زمين و ُ آسمان با عنوان خاص هفته ، سخنراني ها و ... مليون های سوئدی را گرد خود جمع آورده است.

- برگردان عنوان کتاب ها از رباب محب است.

 

اسامي : -

Kristina Lugn – Rosenbad – Dan Andersson- Södertörn –Strömmen – Christopher Thiel – Hotle Garni – Ferdinand Borg -

 

 

بازگشت