| عایشه علی عبدالرضایی برای شنیدن این شعر با صدای شاعراینجا کلیک کنید
با یک دوباره هستم باز از یک دوباره باز دل کندم مثل ِ یک اضافی از رو نمیروم هنوز به این دنیا بندم
میدان ِ از تجریش گریختهای هستم که از سینههای سنگِ قبرش دل کندم چه و چمدان و چه میدانم گذاشتهام وبا لبخندم میکنم سفر
رفیق ِ این تاریک پوزخند است روز را پیش ِ چشمم بلند کردهاند شب دراتاقم بلند است چرند استاسم ِ شبی که می لبی در خوابم سر ِ صبحی که از من هفتتر نیست چرا برای چه میغروبی آفتابم؟ برای روی چرای تو دیگر چراغ نیستم خیانت است به آیفون اگر بگویی کیستم
صدای صدای صدام نزن که خانه برگردد بی وقتی که با دربسترم باشی این روزها ترم از کلهی سحر چهارترم سر ِساعتِ صبحانه یازده میخورم که وقتی صبحها نمیخورم زنی اینجا زنی آنجا زنی در هر دو هرجایی چنان لختی کند مثل ِ یک حمّام که عاشق ماشق نشوم یک وقتی گرفتی!؟ دیگر از دست رفتهام گوری گرفتهام در بهرام که فرهاد برای تو بسیاری کند در انتظارت از من نباش تو در صورتِ خودت هم میتوانی زن باشی بهانکن که خانداری هیچکس نمیتوانی در خانه با من باشی من بی تو با ... من با تو بی هستم هیچکس برای تو در خانه نیستم لطفن به ضّدِ حال نزن مثل مگس دور و بَرم بال نزن وامانده بگذار بماند این بال ِ در حال ِ وا جمع کن آن لبِ وامانده بین ِ لطفن را لطفن! تو با صورت خودت هم میتوانی فوری باشی به تو نمیآید همان کوری باشی که بوعلی شفّاف کرد؟
حالا که جانی فدات نمیکند سینا برو به طور که موسای دیگری عصات کند بیا نکن که تور کرده کوهی شده باشی در قاف سیمرغی که لانداشته باشد لال است بالا به هرحال است بیهوده بازی با جور میکنی به جرم ِعایشه که نارس است جار میزنی که شاهدم قاضی کنی؟
اوضاع پس است اما بس است برای پروازی که می خواهد کند پر وا مگرموسی از صحرای پُر از یک شتر بیشتر داشت که تک سوار ِ کوهانش شده در مثل ِجَمل جنگی محمدم پیراهن ِعثمان کردی که پیش ِعلی دستی گرفته باشی پیش؟
پیش ازهنوز و پس از دیروز امروز مُرد عاشقی زوده برام چارده سالمه گُه خورد پیشی کن مثل ِ من که چندی پیش به چند سال ِ پیش نوشتم بیا پیشم!
پیشآمد و پر باز در زن کردهام آغاز را من کردهام درست! تو دادهای به ادامه حق با توست! ولی حالا که هر دو میشناسیمش پایان است
|
![]() |