| بهشتی در جیب / Pocket from Heaven ابول فروشان
برای شنیدن شعر با صدای شاعر اینجا کلیک کنید
Pocketful of heaven Forced entreats measure no vail Frustration bids no change
Add a little salt And pinch a punch of froth Tom never drank of Jill's mug. * Sentiment of freedom forced the bird into a cage Caravans carted it off to no-man's land
He was thus exiled to a cage bursting heart. <Tom caged in his mug?> Free them from themselves O Brother Superior Severity brings misfortune Trouble, tried the mire And bogged itself. Jill died in Tom’s mug [Oh this world in its treasury of nonesense Is the bulk of the How And the now of a Why. Who do I talk to Whom do I go to Not that I want to Just that I do
The why of a How The hurdle of the one dimension of Wall.] * * This man shrinks That, has a good go at himself One disappears The other splits creating an object of self Look! He is joining the universe.
بهشتی در جیب
با بهشتی در جیب نا دسترسی را اندازه می کند و سرخوردگی چون خریداری به قیمت می دهد بدون ِپول ِسیاهی در جیب
کمی نمک بریز یه اندازه ی نیشگونی یا سرانگشتی کف!
تام هرگز از فنجان ِجیل نخورد!
احساس ِآزادی پرنده را به یک قفس محکوم کرد قفسی که کاروانی به مرز ِممنوعش رساند
تام در جام ِخود زندانی ست
درخود آزادشان کن برادر ِارشد! سختگیری بیچاره ای ست که سعی ِدرباتلاق کرد و در دام ِخود گیرافتاد
جیل در فنجان ِتام مُرد
دنیا خزانه ی هر بی معناست گرانی ِچطور و الآنی ِچراست برای که حرف کنم پیش ِکدام نه اینکه اویی بخواهانم بلکه می خواهم چرای چطور دیواری ست که در طول ِخود هرگز نیست تنها قدّ ِبلندش ممنوع می کند این مرد آب می رود آن یکی گیر می دهد به خود یکی غایب و دیگری نصف می شود تا چیزی در چیزی که خودِ اوست خلق شود
نگاه کن وارد دارد به هستی می شود!
|
![]() |