|
این روزهای تو
ابوالفضل پاشا
تاين روزهاى تو امّا در اين شعرها چه
زود به آخر مىرسد
ساعت به اين تاريكى از خواب مىپرى
خميازهها به آب مىشويى
گوش كن! خيابانها هنوز هم پارس مىكنند
چيزى نخورده از خانه مىزنى بيرون
مىدوى تا جواب صاحبخانه را بدهى كه دير است خيلى دير
كفشهايم از بس دويدهام ببين كفشهاى مرا كه تاول زده
و اين دويدنهاى من براى تكهيى، ببخشيد سكهيى...
- حسابى قاطى كردهام ها!-
و اين دويدنهاى من براى تكهيى نان ببرم پيش زن و بچه
كه خسته بنشينم و شعرى بگويم اين روزها چه زود به آخر مىرسد
اينگونه به دنبال شعر
و مىدوى به دنبال نان
نانها به دوستان خود قرض مىدهى
از تو و از شعر تو تعريف مىكنند
و هيچ هم نمىدانى
اين تو و اين شعرها چه زود به آخر مىرسد
بازگشت |