|
قيافهات بدجوری در معرض اين شعر قافيه گرفته است نگاهی بر مجموعهیِ شعرِ "ته ماندههای حاصل از تقسيم من بر خيلی چيزهای ديگر شعرهای ديگری میشود مانده در من" سرودهی رضا کردبچه فرهاد کریمی
Oleg Duryagin ©
امروزه فضاهایِ آفرينشیِ زيادی در حوزهی شعر و داستان در ادبياتِ
ما به وجود آمده است. نويسندهی اين متن ضمن موافق بودن با اين نوع
فضاها و گرايشهای متنوع، میخواهد بداند که در اين فضاها و موقعيتها
چقدر شعر درک شده است؟ و آيا اين همه غلظتی که در حوزهیِ فرم اتفاق
افتاده تاکنون دردی از شعر را دوا کرده است؟ ( پاسخ اين پرسشها خارج
از اين متن است ) در مجموعهیِ با نام بلندِ " ته ماندههای حاصل از ... " ما با
شاعری با سواد و آشنا به ادبيات امروز روبرو هستيم. کردبچه سعي میکند
با چالشهای فيزيکِ متن و ايجادِ رفتارهایِ بدور از هنجارهایِ پذيرفته
شده و متعارف، خواننده را به دنبالِ خودش بکشد. گذاشتنِ اثر انگشت در
تمامِ صفحهها و در فضاهایِ مختلف خواننده را بارها درگير میکند تا
ارتباطی هرچند ناچيز بين سطرها و اثر انگشت کشف کند. اين قضيه تا
صفحاتِ آخرِ کتاب ادامه پيدا میکند و کٌنشی بازانديشانه در پی دارد.
رضا کردبچه بايد بداند دانستن و رعايتِ قواعدِ درستِ بازيهای زبانی در ساختار شعر همخوانی ايجاد میکند و بازيها را هدفمند میکند چيزی که ظاهراً زياد به آن توجه نکرده است. البته احساس میکنم کردبچه تا حدودی عجلهنويسی کرده است.
شاعر میتواند با پيوندِ روابطِ عناصرِ زبانی و ترکيبِ واحدهایِ زبانی در جهت عبور از زبانْپريشی ( زبانْپريشانه ) و ايجادِ فضاسازیِ بخصوصْ به استقلالِ زبانی برسد. حالا اين سطورِ بالا چقدر میتوانند استقلالِ زبانی داشته باشند؟ هر چند مهندسیِ چيدمانِ کلمات در اکثرِ شعرهایِ اين مجموعه خوب به چشم میآيد و شاعر با استفاده از مناسباتِ دقيق و عينی ما بينِ واژهها و سطرها کيفيتِ تصويریِ خاصی به بسياری از شعرها بخشيده است. ويژگیِ مثبتی که در اين مجموعه مشهود است اين است که روايتهایِ بعضاً عادی در استراتژیِ فکریِ جديدی بيان شده و خواننده تا حدودی روحش از تکرارِ مکررات ـ که امروزه دامنِ شاعران جوانِ ما را گرفته ـ آزرده نمیشود. و کردبچه چقدر هم خوب از عهدهیِ اين کار برآمده است.
کردبچه در بعضی شعرها با به هم ريختنِ اقتدارِ سطرها و ايجادِ موسيقیهایِ بيرونی با استفاده از فضاهایِ زبانی ـ ذهنی و ارجاعِ آنها به بنيانِ متن ساختمانِ کارش را با مهارت پیريزی میکند و شکلِ مورد نظرش را میسازد. در واقع اگر بخواهيم به رمزگشاييِ و کنکاشِ در لايههایِ درونیِ شعرها بپردازيم آنوقت بيشتر با فرمتهایِ تصويریِ شعرها برخورد میکنيم، البته بررسیِ آنها بيشتر از جنبهیِ کارکردی مدّ نظرِ نگارنده است نه از جنبهیِ زيبايیشناسيک. به عنوانِ مثال شعرِ ذير که يکی از شعرهایِ موفق اين مجموعه نيز هست:
و شعرِ صفحهیِ 18 که يک شعرِ کاملاً تصويری است و کاش در اين کتاب
گنجانده نمیشد و کردبچه میتوانست کتابی مستقل از شعرهايی از اين دست
داشته باشد.
|
![]() |