پازل

محمد تنگستانی


به نونا، لیلای این روزهای من

 

دوستم بدار، به آرامی که از کنار عبور می‌کنی
به نام یک رهگذار دوستم بدار
این گریه عمریست برای جستن‌ات به هر ماشین پوزه می‌کشد
ببین !!!
اگر که منتظر غروبی تا برگردی بیا
حاضرم یک غروب نقاشی کنم / آخر این روزها
هر وقت که بی کارم دارم دوباره عاشقت می‌شوم
مبادا که فراموشت کنم
وقتی که تو نام و نشانی منی
وقتی جهان سهم چشمهای ما بود / و تو نام و نشانی منی
وقتی موهای سرم دیگر رشد نمی‌کنند
و به آن شلوار کتان هم نیازی نیست
و تو نام و نشانی منی / وقتی با کمال میل تفتیش‌ام می‌کنند
و قلم را بیرون می‌کشند
قلمی که لبانت را سرخ تر جلوه می‌دهند / و تو نام و نشانی منی
کریستف کلمب من لیلا
دوست عزیزم مرگ / ببین کجای جهان گم‌ام کردی
و گرنه این پازل تمام بود حالا

 

بازگشت