| در یا نمیچههایم
از بی تو بودنام از بی تو بودن تنها در بی تو بودن بی تو بودم تو از تو هم بیخواسته بودی بی من از به نرسیدن نمیرسم به نرسیدن به رسیدن به نمیرسم میخواهد از عین این میخواهد نه عین این از بیدار میشود در یا نمیچههایم در نوشتنام از دوری به تو میریزد اسمام از و خوابهای من به تلخی در کسانی از تو بی تو میگوید به تو با گفتن
|
![]() |