می‌شناسم‌ات از
سعید احمدزاده اردبیلی


 

احتمالن
در گم
راهی شده است
احتمالن
در راه
گمی شده است
سیاهی که از شده‌ایم‌اش
چشم‌ات را بردار
و آمده‌ایم را از راه‌اش
به دیدیم ِ اول برگرد
در دفن کن از را به من
خنده اش و شده بشود آفتاب
چاقو بزن در سایه‌ام عبوس
احتمالن
گم است
راهی در به قهر
می‌شناسم‌ات از
 

 

بازگشت