وضعیت غیر برعکس لحظه با
دستهای شدیدن زیر چشمی
سعید احمدزاده اردبیلی
صدای صدایی در تلفنهای نيستند يک چيز ديگر
است مثل دست
در درمی آورم را آفسايد در گوش راست هم کنارم از رد
میتوانست هوایی
که اسمش توپی سنگین
از ببخشيد گفتن و بعدن
و چشمها را از موضوع اصلی بيرون کردن
کسی پشت خانهی تا به حال و تو يا نيمه خم کنی علتی پيدا که حتمن
اضافه بر با بالای طبقهی دقیقتر اینجا نشستهای به خاطر پلههای اضافه
دستهایم را انگار بین دستهایم از بود خبری بود
عزیزم
تو داری به مرور وقتی از اول برگردی همهی اینها را با همهی از دستم
میروی میروی
هنوز هم طرفم با کلمهی طوری تمامن که
در کنج میشود بلند
طول میکشد از بغل میزند نشستن که نشستن پا شد
نجات میکنم پیدا که عامدن قتل دست روی دست دیگری میمالد
همهی همين الانهای ملتی از قرصها که برمیخورند به هم از زانو به بالا
اثری از پا نيست
و احتمالن سوی توسلهای دوباره از تا جايی که میروی ريختهست
نمیدانم از لبها نوبت به نوبت میگیری دربارهی
یا نه
بازگشت |