زندان جاییست++++پشت آن
شیشه++++که این ورش++++-خاک گرفته سخت++++دستت نمیرسد لیس بزنی پاک
شیشه شیشه++++صدای تو اینور نمیآید از آنور++++نمیشنوم که بمیرد از
درد که صدایم نمیرسد++++ دوباره میبینم++++سرش را گرفته روی
شانههاش++++دستش از شانههاش آویزان++++درد مثل مرگ یکبار میآید و
تمام.
++++باز نگاه میکنم++++بنگ بنگ++++باید بکوبند به گونههاش++++ بنگ
بنگ++++ بنگ++ بنگ++++ اما سیاه میشود بی آنکه صدا بیاید از آنور، به
اینور، از اینور، به آنور، ذوقمرگِ چشمهای خونگرفتهاش می شوم که رنگ
شقایق است قرمز. قرمز. اه اه اه این دل من بود؟ گند میزنم++++ دوست
دارم دنیای سرخوشیهارا++++هارا++++خنده هاها خن هاها ده هاها ده خن -
ده ها - ده - خن - ده - ها- هاها خن هاها++++
حالا مرا میزنند باز پشت شیشه که خاک گرفته سخت دستت نمی رسد لیس بزنی
پاک شیشه را ببینی حالا مرا میزنند باز صدای تو اینور نمی آید از آنور
بزن نمیشنوم که بمیرد از کر شدم نمیشنوم که بمیرد از کر شدم نمیشنوم
ها؟ سرش را گرفته روی شانه هاش دستش از شانه هاش آویزان مثل مرگ یکبار
میآید و تمام
تو به من از پشت شیشه من به تو از پشت
دست آن چیزی است که می شود کاسه کرد زیر خون پاشید روی دیوار بلند بلند
از گلوی خودم میآید خون از
از س زانوی خودم میآید خون از
از زر کمر خودم می آید خون باز
از پشت پای خودم میآید خون ببین ببین
از این جا میآید از اینجا خون خون ببین
اینها را بدهید دست خودم کنار دیوار بگذارم یکی یکی یکی یکی یکی بنگ
بنگ
++++ این دیوار آن دیوار و آن دیوار و آن دیوار ++++ شیشه شیشه
تماشا کنند خون خون ببین ما داریم تماشاشا ببین ببین ذوقمرگ شدم دارن د
نگاه می کنن د — به شما ببین به من ببین به من
یک
دو
سه
خلا +++++ ص +++++
—————————————————————————
من دیگر نمیزنم. بزنم نگاه کنم. به نظر تو تو اگر تا لب شیشه برویم
بوسه ای بزنیم به آنسوی دیوار، خدا غنچه میشود؟
یا این که امروز آخر خط است– و بعد از امروز– من خدای گور خودم خواهم
بود– فکر خوبی است؟ آیا دلم برای شما تنگ میشود؟
یکبار پیش از آن که مرا ببرند– دستهاتان را فرو کنید بگویید با خنده
گریه شب بخیر و خوش خوش خون
اما چگونه بود که شب بی آنکه حتی یکبار به خاطرم خطور کند خاک شد به
سرم
و رفت
و رفتم
و رفت
و رفتم تا انتهای صداهای هول و عشقم عشقم عشقم! طناب پاره شد سوزن
دارید؟ گوش گوش گوش بده به این بده به این
دنیا همین شیشهی ما نیست
جاهایی هست دیوارهایی هست دور تا دورش من نشستهام بیا دورتادورم
دیوارهایی هست از سنگهایی هست دیوارهایی هست
فرقام وا شد
زندان اینجاست
توی کون من
تمام شد
گفتم
حالا شما بیاورید سر به زیر زیر و زر بزنی
.
ساقی قهرمان
گفتم تمام شد