|
کسی نظر به سکسی که اَت سیکس با خانم ایکس داشت تمام وایهایش را حرام معاملهای کرد که سلولهای متناقض انسان شد آقای پدر دیروز کجای مست ایستاده بودید که مرا الکل زاییده است این زن خجالت از گیج نمیخورم که خدای من اَرمنی ست الکل حلال و کالباس تا آخر جَز ادامه دارد بریز حالا کنار اینهمه تب، پاشویه از کلام و تب بُرها که زیادند در زنها و شعر هم که میشود از من لرز کردهام لرزیده خط میخورم از کاغذی که خط گرفته از خیلی خطهایی که زیاد قبل شعر من شاعر حالا جای پای کدام زبان روی بار زبانم ترا به یاد برف میاندازد؟ و این آدمک برفی شعریست که شاید شاعری کند روزی میان شما که زیادید آدم رم میکند از شعری که شیر میخورد اینگونه روی زبانم لیز دوباره بخوان دیرا باز میشوم همه آغوش را برای تو پرواز میشوم
تورنتوـــ اردیبهشت 85
|
![]() |